کد خبر : 3117 دسته بندی : تاریخ ثبت : 1401/5/12 10:09:48

مثل تلاقی نم باران و آفتاب/روایتی کوتاه از زندگی طلبه جوانی که با همسرش در سیل رفسنجان آسمانی شدند

انتشار این خبر روز جمعه(۷ مردادماه ۱۴۰۱) تنها چند ساعت قبل از فرا رسیدن شب اول محرم است؛ ساعتی بعد از انتشار این خبر، در فضای مجازی هویت ایشان اعلام می شود.

به گزارش سپاس؛ به نقل از شبستان؛ رضا فلاح مدیرعامل جمعیت هلال احمر استان کرمان از کشف دو جسد در زیر پل پنج کیلومتری شرکت نفت رفسنجان خبر داد.

رضا فلاح افزود: دو جسد توسط نیروهای امداد و نجات پایگاه کشکوئیه رفسنجان در پنج کیلومتری شرکت نفت از داخل خودروی غرق شده رهاسازی شدند؛ فوتی ها سرنشین خودرو پژوRD بودند که در اثر جاری شدن سیل و غرق شدگی جان خود را از دست دادند.»

انتشار این خبر روز جمعه(۷ مردادماه ۱۴۰۱) تنها چند ساعت قبل از فرا رسیدن شب اول محرم است؛ ساعتی بعد از انتشار این خبر، در فضای مجازی هویت ایشان اعلام می شود.

دهه هفتادی بود؛ اصلاً این دهه هفتادی ها از مدافعان حرم گرفته تا مجاهدان تبلیغ حیرت انگیز اند؛ با وجود سن کم اما راه های زیادی رفتند، کارهای بزرگی کردند و دست آخر هم به پاس سعی و اخلاص شان، خداوند نام آنان را جاودانه کرد تا الگویی به ویژه برای هم نسل های خود باشند.

دهیار روستای همت آباد از توابع رفسنجان، درخواستی به مؤسسه عقیله عشق ارسال می کند که این روستا نیاز به کار فرهنگی دارد؛ مؤسسه هم یک روحانی جوان دهه هفتادی را به منطقه می فرستد. طلبه ای جوان که قبل از رسیدن به روستای همت آباد، همت خود را حسابی آباد کرده بود.

همسر طلبه جوان که تک دختر خانواده ای از توابع مشهدالرضا بوده نیز در این مسیر عاشقانه حاج آقا را همراهی می کند و بیت الحسین روستای همت آباد برای این زوج می شود مرکز دنیا! « در جمهوری اسلامی، هرجا که قرار گرفته‌‌‌اید، همان‌‌‌جا را مرکز دنیا بدانید و آگاه باشید که همه‌‌‌ی کارها به شما متوجه است. مقام معظم رهبری»

حاج آقا بین جوانان می رود و با آنان حسابی دمخور می شود، کم کم هیئت تشکیل می دهند...حاج خانم هم کلاس های زبان و نقاشی برگزار می کند، برای بیت الحسین تجهیزات می گیرند و خلاصه چهره روستا را از این رو به آن رو می کنند.

برای کار و جهاد تبلیغ سر از پا نمی شناسند؛ درب خانه ای که حاج آقا در آن سکونت گرفته همه وقت به روی مردم باز است تا به راحتی مشکلات و مسائل شان را به روحانی روستا انتقال بدهند.

محمدیزدی زاده، دهیار روستای همت آباد به خبرنگار خبرگزاری شبستان می گوید: عشق و علاقه خاصی به حضرت زهرا سلام الله علیها داشت و برای همین مسئله حجاب را خیلی خوب در روستا تبلیغ کرد و جدای از این جوانان را با خود همراه کرد و خیلی از بچه های روستا هیئتی شدند.

وی ادامه می دهد: دو روز قبل از حادثه، با من که به عتبات مشرف شده بودم، تماس گرفت و آخرین هماهنگی ها را برای مراسم عزاداری دهه محرم کرد و گفت که امسال می خواهد هیئت روستا را به اربعین ببرد.

 

سید زین الدین محمدی موسوی، دوست و هم درس شیخ مصطفی به خبرنگار خبرگزاری شبستان می گوید: مصطفی یک کتاب بود! منظومه ای از جهاد و طلبگی و علم و شعر و هنر و ادبیات. شاعری کشوری اما گمنام؛ با شاعران کشوری مرتبط بود و در جلسات شعر شرکت می کرد اما نامش کمتر سر زبان ها می آمد؛ دفتر شعری هم دارد که نزد من است. از میان غزل هایش بیشتر علاقه به این غزل داشت:

و بحر آمده از نهر، آب بردارد
برای خواهش طفلان، جواب بردارد

به نخل ها برسانید کوچه باز کنند
که ساقی آمده از خم شراب بردارد

از استواری گامش شناختند او را
نیاز نیست که دیگر نقاب بردارد

خدا که نیست، ولی هرچه از خدا دیدم
همیشه ساقی کرب و بلا به بر دارد

غزل رسید به روضه و کاش شاعر هم
غمی ز شانه ی حال خراب بردارد

رسید تیر به مشک و درید و باعث شد
عمو بماند و دست از شتاب بردارد

بدون دست ز شرمندگی ز هُرم تراب...
...چگونه سر، پسرِ بوتراب بردارد؟

به نام دین به حرم خورده باز چوب حراج
گناه زاده رسیده ثواب بردارد

ز قافله و اسارت نمیزنم حرفی
مباد چشم خدا التهاب بردارد

نبود و نیست در این ماجرا کسی حتی
ز سایه ی سر زینب حجاب بردارد

از آن دمی است حکایت که تیر سرخ آمد
که تا سپیده ی حنجر شتاب بردارد

به حرمله برسانید منصرف بشود
و دست از سر طفل رباب بردارد...

علی اکبر لیلا عبا به دوش آمد
که آیه آیه پدر از کتاب بردارد

گلی ز سوز عطش گریه می کند، آنقدر
که دشت کرب و بلا را گلاب بردارد...
 

وی می افزاید: در رسیدگی به کار فقرا پیشگام بود. سر از پا نمی شناخت. شب و نصف شب به این و آن رو می زد برای فقرا؛ چه در قم، چه همت آباد رفسنجان؛ در همت آباد کارهای بزرگی کرد. البته بار زیادی از فعالیت های جهادی و تبلیغی و فرهنگ هم روی دوش همسرش بود.

موسوی ادامه می دهد: در عرصه جهاد تبیین بعد از اینکه مقام معظم رهبری فرمان جهاد رسانه ای دادند خیلی تلاش کرد و حتی چند نفر آتئیسم (خدا انکاری) را در فضای مجازی متقاعد کرد. 

حجت الاسلام عباس اسلامی، از مسئولین مدرسه عالی فقه و اصول الامام علی بن موسی الرضاعلیه السلام قم هم در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری شبستان از کرمان، تصریح می کند: آقای نصیری از طلبه های خیلی خوب و انقلابی بود مدرسه بود که درس خارج می خواند.

وی افزود: او در کارهای جهادی بسیار فعال، دلسوز فقرا و پیگیر امورات آنان، شاعر آیینی و... بود و تا کاری برای فقرا نمی کردند دست بردار نبود. جدای از همت آباد رفسنجان در یک هیئت تهران هم فعال بود.

حجت الاسلام اسلامی با بیان اینکه حجت الاسلام نصیری در هیچ شرایطی حتی در اوضاع سیل و معیشتی دست از جهاد برنداشت و برای جهاد تبیین رفت؛ افزود: با گذشت چند سال بعد از ازدواج، اولاددار نمی شدند تا اینکه وقت حادثه، همسرش چهارماهه باردار بود.

وی ادامه داد: او  با دل سوخته ای که برای اهل بیت داشت و با تبلیغ جهادی عاقبت در شب اول و شب مسلم بن عقیل سفیر امام حسین علیه السلام، صله همه زحمات خود را گرفت و به عنوان سفیر دین در امر تبلیغ آسمانی شد.

حجت الاسلام اسلامی گفت: همسر آقای نصیری تک دختر خانواده ای بود که به طلبه زن نمی دادند اما پس از ازدواج آنها، اخلاق مصطفی زبانزد فامیل می شود.

 

حجت الاسلام سیدمرتضی نقیب پور، رییس اداره تبلیغات اسلامی رفسنجان هم با اشاره به اینکه مرحوم حجت الاسلام نصیری از فعالین فرهنگی و علاقه مند به کارهای جهادی و تبلیغی بود؛ تصریح کرد: طلابی که با او دمخور بودند می دانند که بیشتر در حاشیه شهرها و مناطق کمتر برخوردار کار می کرد.

وی با اشاره به اینکه آن مرحوم شاعر آیینی بود و اشعار خوبی دارد؛ افزود: از اساتید حوزه بود که از نظر علمی و تبلیغی هم فعال بود لذا درگذشت ایشان، فقدانی برای حوزه است.

دست تقدیر الهی این بود حجت الاسلام مصطفی نصیری، روحانی مجاهد قزوینی از نسل پرافتخار دهه هفتادی ها که پنج ماه دیگر قرار بود برای اولین بار طعم شیرین پدر بودن را بچشد، در جریان سیل اخیر رفسنجان با همسرش گرفتار حادثه شوند.

در پی این ضایعه جمعی از مسئولین از جمله آیت الله اعرافی، مدیرحوزه های علمیه کشور  با صدور پیامی، این ضایعه را تسلیت گفتند. در این پیام آمده است:

درگذشت دانشور ارجمند حجت‌الاسلام والمسلمین آقای مصطفی نصیری و همسر مکرمه ایشان که در حادثه سیل جنوب و در راه سفر تبلیغی جان خود را از دست دادند موجب تأسف گردید. اینجانب ضمن ابراز همدردی، فقدان آن مبلغ با اخلاص را به خانواده، دوستان و آشنایان تسلیت عرض نموده برای ایشان و همسر فقیدشان علو درجات و حشر با اولیای الهی و ائمه معصومین (ع) و برای بازماندگان سلامتی، عزت و شکیبایی مسئلت می‌نمایم.»

همسر این روحانی جوان به دلیل شرایط خاص بارداری قرار بود مدتی به مشهد نزد خانواده برود؛ هر دو عازم ایستگاه راه آهن می شوند اما بدون اینکه خود بدانند قبل از آن، در ایستگاه دیدار معبود توقف می کنند. شاید هم به گواه غزلی که در طلیعه این نوشتار آمد « آنقدر می روم که نفس کم بیاورم/ در انتظار حادثه ای فوق العاده ام» چندان هم بی خبر از خطر نبوده اند.

حالا پیکرهای این دو مسافر بهشتی، این زوج عاشقی که دیگر قرار نیست یکی؛ دوری و فقدان دیگری را تحمل کند، در شهرهای خودشان(قزوین و مشهد) به آغوش خاک سپرده می شوند اما همسفران بهشت همواره با هم هستند.

پایان پیام/

اخبار مرتبط
کلمات کلیدی
ثبت دیدگاه

آخرین اخبار

ادامه خبرها »
sooknews