دوشنبه ۰۸ آذر ۱۴۰۰ | سال جهش تولید

به مناسبت رحلت پیامبر اسلام و شهادت امام حسن؛

از صلح پیامبر تا صلح امام حسن علیهما سلام

به مناسبت رحلت جانسوز پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و شهادت امام حسن علیه السلام دلایل صلح پیامبر و امام حسن علیهما السلام را در کلام رهبر انقلاب بررسی می کنیم.

آخرین اخبار
۱۳ مهر ۱۴۰۰ ساعت ۱۵:۲۶
اشتراک گذاری :
به گزارش سپاس ؛

در این سالها خیلی ها تعاریف مختلفی برای توجیه برخی اقدامات سازشکارانه ی خود در اوج اقتدار جمهوری اسلامی ایران مواجه شدیم و حتی این اشخاص با تحریف صلح پیامبر صلی الله علیه و اله به دنبال دستیابی به اغراض سیاسی خود بودند که بدون نتیجه بود و با خسارت بزرگی برای مردم همراه بود.

به مناسبت رحلت جانسوز پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و شهادت امام حسن علیه السلام ضمن تسلیت این روز دلایل صلح امام حسن علیه السلام را در کلام رهبر انقلاب بررسی می کنیم.

تعبیر کنایی از علت صلح

امام حسن می‌فرماید علّتى که موجب شد پیغمبر با کفّار قریش و کفّار مکّه در سال ششم از هجرت عقد صلح ببندد و با آنها مصالحه کند، همان علّت موجب شد که من عین همان قرارداد را با معاویه ببندم.

در طول دو سالی که میان صلح حدیبیّه و فتح مکّه واقع شد، عدّه‌ی مسلمانها برابر بود با دو برابر تمام مسلمان‌هایی که از اوّل بعثت تا آن روز مسلمان شده بودند و این برکت آن صلح بود. امام حسن می‌گوید علّت صلح من هم با معاویه این است.

دلیل انتخاب صلح

اگر امام حسن با همان عدّه‌ی کم وارد میدان جنگ با معاویه میشد، از دو حال خارج نبود:

۱) امام حسن در این جنگ کشته نمی‌شد. در این حالت یا اسیر می‌شد یا مجبور می‌شد تسلیم بشود. و در ادامه یا با منت معاویه آزاد می‌شد و یا مجبور به تن دادن به صلحی می‌شد که غلبه با معاویه بود.

۲) امام حسن کشته می‌شدند. در این حالت امام حسین هم وارد میدان می‌شد و کشته می‌شد. بقیه اصحاب وفادار نیز کشته می‌شدند و امام حسن را هم یک آدم اخلالگر در تاریخ برمی‌شمردند.

*اگر امام مجتبىٰ کشته میشد، امروز از اسلام یا نامى نبود یا اگر نامى بود، شخصیّت اوّل اسلام معاویهبن ابى‌سفیان بود. یعنى آن اسلامى که شالوده‌ى کاخ سبز است؛ آن اسلامى که پشتوانه‌ى ظلم و قدرتهای غاصب است.

مفاد صلح‌نامه‌ی امام حسن(علیه‌السّلام)

معاویه کاغذ سفیدْامضائی برای امام می‌فرستد و همه شروط را می‌پذیرد و فقط حکومت را می‌خواهد، بالطبع امام هم هرآنچه به مصلحت اسلام بود را می‌نویسد. برخی مواد صلح‌نامه که در تاریخ گزارش شده است:

۱) اسم تو امیرالمؤمنین نیست، یعنی خلیفه‌ی رسمی از نظر ما نیستی.
۲) حق نداری به جان یکی از افراد شیعه تعرّض کنی.
۳) حق نداری حکومت را موروثی خاندان خودت بکنی و کسی را بعد از خودت معیّن کنی.
۴) بعد از تو حکومت از آنِ حسن است و اگر او نبود از آنِ حسین.

علّامه‌ آل‌یاسین می‌گوید: «ما در موادّ صلح‌نامه هرچه دیدیم به مصلحت امام حسن است، یقین می‌کنیم جزو صلح‌نامه است، هرچه به ضرر امام حسن است یقین می‌کنیم جزو صلح‌نامه نیست؛ چون امام حسن به ضرر خودش که چیزى نمی‌نویسد، به نفع خودش می‌نویسد.»

امام این صلح‌نامه را امضا می‌کند، جنگ را قطع می‌کند، امّا به‌عنوان آتش‌بس. آتش بس یعنی فرصت تدارک امکانات تازه نه اینکه به نفع دیگری میدان را ترک کنی و از اهداف خویش دست بکشی.

پذیرش صلح به‌خاطر حفظ اسلام

در صدر اسلام بزرگترین و مهمترین ضربه‌ای که بر اسلام وارد شد، این بود که حکومت اسلامی از امامت به سلطنت تبدیل شد. حکومت امام حسن و حکومت علی بن ‌ابی‌طالب (علیهم‌السّلام) به سلطنت شام تبدیل شد! البته امام حسن مجتبی (علیه‌آلاف‌التّحیهوالثناء) آن روز به خاطر یک مصلحت بزرگتر -که حفظ اصل اسلام بود- مجبور شد این تحمیل را به جان بپذیرد. حکومت را از امام حسن گرفتند.

وقتی حکومت از مرکز دینىِ خودش خارج شد و در اختیار دنیاطلبان و دنیاداران گذاشته شد، بدیهی است که بعد هم حادثه‌ی کربلا پیش می‌آید. آن‌وقت حادثه‌ی کربلا حادثه‌ای نیست که بشود جلویش را گرفت؛ اجتناب‌ناپذیر میشود. بیست سال بعد از آن‌که حکومت اسلامی از دست محور اصلی آن -که امامت است- گرفته شد، امام حسینِ فرزند پیامبر در کربلا با آن وضع فجیع به خاک و خون کشیده شد.

اساس حمله و نقشه‌ی دشمن این است که حکومت را از محور اصلی -محور امامت، محور دین- خارج کند. بعد خاطرش جمع است که همه کار خواهد کرد!
بیانات در دیدار با جوانان در مصلّای بزرگ تهران‌ ۱۳۷۹/۲/۱

 نبود تحلیل سیاسی در مردم، باعث شکست امام شد
بنده در قضایای تاریخ اسلام این مطلب را مکررا گفته‌ام که، چیزی که امام حسن مجتبی علیه‌السلام را شکست داد، نبودن تحلیل سیاسی در مردم بود. مردم، تحلیل سیاسی نداشتند. چیزی که فتنه‌ی خوارج را به‌وجود آورد و امیرالمومنین علیه‌السلام را آن‌طور زیر فشار قرار داد و قدرتمندترین آدم تاریخ را آن‌گونه مظلوم کرد، نبودن تحلیل سیاسی در مردم بود والا همه‌ی مردم که بی‌دین نبودند. تحلیل سیاسی نداشتند. یک شایعه دشمن می‌انداخت؛ فورا این شایعه همه جا پخش می‌شد و همه آن را قبول می‌کردند!
بیانات در دیدار جمعی از دانش‌آموزان و دانشجویان ۱۳۷۲/۸/۱۲

 کشته شدن امام در آن زمان، شهادت محسوب نمی‌شد
صلح، عوامل خودش را داشت و هیچ تخلف و گزیری از آن نبود. آن روز، شهادت ممکن نبود. مرحوم «شیخ راضی آل یاسین» (رضوان‌الله‌تعالی‌علیه)، در این کتاب «صلح الحسن» -که من آن را ترجمه کردم و چاپ شده است- ثابت می‌کند که اصلا جا برای شهادت نبود. هر کشته شدنی که شهادت نیست؛ کشته شدن با شرایطی، شهادت است. آن شرایط، در آن‌جا نبود و اگر امام حسن (علیه‌السلام)، در آن روز کشته می‌شدند، شهید نشده بودند. امکان نداشت که آن روز کسی بتواند در آن شرایط، حرکت مصلحت‌آمیزی انجام بدهد که کشته بشود و اسمش شهادت باشد و انتحار نکرده باشد.
بیانات در دیدار اقشار مختلف مردم در روز پانزدهم ماه مبارک رمضان ۱۳۶۹/۱/۲۲

سیمای واقعی صلح امام حسن (علیه‌السلام)

 طبق آیه ۱۵ سوره انفال در جبهه‌بندى میان حقّ‌ و باطل، کسى حق ندارد از برابر دشمن بگریزد و پشت به میدان جنگ بکند و فقط یک استثنا دارد: وقتى روگرداندن از دشمن براى تدارک ضربه‌ى محکم‌ترى بر پیکر دشمن است.

 صلح امام حسن از نظر تمام کسانى که با آن مواجه بودند ناشناخته بود. در طول تاریخ هم، هرچه از روزگار وقوع این حادثه گذشته است، دستهاى گوناگون، چه دوستان و چه دشمنان کوشیده‌اند تا چهره‌ى واقعى و اصیل حادثه‌ى صلح را از نظر مردم پوشیده بدارند.

 مشکل از اینجا پیش مى‌آید که در نظر عموم، «صلح» در جمله‌ى «صلح امام حسن»، به معناى تسلیم و سازش است ولیکن مسئله این‌جور نیست؛ صلح امام حسن به معناى متارکه‌ى موقّت جنگ است براى آمادگى جهت ضربت زدن قاطع‌تر.

 مسئله میان امام و معاویه مسئله‌ى منازعه‌ى میان دو مدّعى سلطنت و حکومت نبود؛ منازعه‌ى دو فکر بود. ریشه‌ى تاریخى این مبارزه عبارت است از مبارزات پیغمبر با پدر همین معاویه، یعنى ابوسفیان؛ یعنی مبارزه‌ى بین حقّ و باطل.

 تفاوت‌های سپاه امام حسن(علیه‌السّلام) و معاویه

۱) معاویه بر منطقه‌اى حکومت میکرد که در آن مطلقا اختلاف و نفاق نبود و امام حسن به حکومت منطقه‌اى رسید که در آن مطلقا اتّحاد و وفاق نبود؛ یک منطقه‌اى سرتاپا اختلاف.

۲) معاویه بر شام حکومت میکند، جایى که تا سالها بعد از معاویه، هرگز درگیر با حکومت همسایگان نشد. اما کوفه نقطه مقابل است؛ به شدت مضطرب است، به جهت مهاجرت‌ها، وجود جاسوس‌ها و تطمیع‌های معاویه و…

۳) در شام غیر عرب وجود نداشت؛ و خود این تعصّب عربى موجب میشد که اینها یک وحدت و یکپارچگى داشته باشند، درحالى‌که در منطقه‌ى کوفه اقوام مختلفی ساکن بودند.

۴) برای معاویه هدف مهم بود، لذا از هر ابزاری استفاده می‌کرد ولی در دستگاه امیرالمؤمنین و دستگاه امام حسن، آنچه اولویت دارد و مهم است پایبندی به اصول اسلامی است، آن هم با سخت‌گیرى تمام.

 وضعیّت دشوار جامعه علوی و حسنی (علیهماالسّلام)
 وقتى‌که اسلام به فتوحاتى رسید و مرز اسلام از لحاظ جغرافیایى وسعت یافت، متأسّفانه به موازات این وسعت عمق فکر اسلامی پیش نرفت. اسلام را قبول کردند، امّا نه مسلمان شدن مانند ابوذر.

 در آن روزگار، مردم معاویه را آن‌چنان‌که امروز من و شما مى‌شناسیم نمی‌شناختند. البتّه این مال کسانى است که در حوزه‌‌هاى دورتر از کوفه قرار داشتند.

 مشکل کار على این بود که در زمان او صفوف حقّ‌وباطل در هم مخلوط شده بودند؛ مردم ظاهربین بودند و حقایق را آنچنان‌که باید نمیفهمیدند این مشکلى بود که در کار پیغمبر وجود نداشت.

 علل ازهم پاشیده شدنِ سپاه امام حسن(علیه‌السّلام)

۱) مردم به تجمّل خو گرفته‌اند و به دنبال رفاه و راحتی رفته‌اند.
۲) پنج سال مردم کوفه مبارزه کرده‌اند و جنگیده‌اند و خسته‌اند.
۳) اکثر مردم همسو با معاویه به دنبال کسب ثروت و قدرت بیشتر رفته‌اند.
۴) معاویه برای جلب مردم رشوه‌های فراوان داده است.
۵) فرمانده لشکر امام حسن (علیه‌السلام) خیانت می‌کند و ضربه روحی محکمی بر سپاه وارد میشود.
۶) شایعه صلح منتشر می‌شود و روحیه سپاه امام حسن (علیه‌السلام) تضعیف می‌شود.
۷) دودستگی در میان لشکر امام حسن (علیه‌السلام) پیدا می‌شود.

 دلایل انتخاب صلح
 با این شرایط امام حسن محال است که پیروز شود، آیا شروع به جنگ کند و قهرمانانه به شهادت برسد؟ یا با نرمش قهرمانانه راهی پیدا کند برای رسیدن به پیروزی در آینده؟!

 اگر امام راه اول را انتخاب می‌کرد و خود و یارانش کشته میشدند مساوى بود با نابودی مکتب اسلام به طور کامل.

 من معتقدم امام حسن مجتبىٰ شجاع‌ترین چهره‌ى تاریخ اسلام است. چون شجاعت واقعی واقعى این است که انسان برطبق آنچه مصلحت فکر و ایدئولوژى او است اقدام بکند، اگرچه کسى نفهمد.

 امام حسن حاضر شد خود را و نام خود را در میان دوستان نزدیکش، فداى مصلحت واقعى کند و تن به صلح دهد، براى اینکه بتواند کارش را، یعنى دیدبانى اسلام و حفاظت از قرآن و هدایت نسلهاى آینده‌ى تاریخ را در موقع خود انجام دهد.

 ما معتقدیم که ائمّه‌ى ما جهاد می‌کردند؛ اعتقاد شیعه باید این باشد و تاریخ به این گویا است که ائمّه‌ى ما در دوران زندگىِ ۲۵۰ساله‌شان، دائماً مشغول جهاد بودند و امام حسن در این خطّ طولىِ ۲۵۰ساله، یک نقش بسیار اساسى و برجسته‌اى دارد.

 اگر صلح امام مجتبى نبود، واقعه‌ى کربلا هم نبود، وقایعِ تاریخِ پُرافتخارِ دودمانِ هاشمى در طول حکومت بنى‌امیّه و بنى‌عبّاس نبود و امروز اسلام اگر بود، اسلام معاویه بود.

برگرفته از سخنان امام خامنه ای

انتهای پیام//


هیچ کامنتی برای نمایش وجود ندارد !