پنج شنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۰ | سال جهش تولید

شلیک به پای خود ترفندی نخ نما

آرشیو اخبار
۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۰ ساعت ۱۳:۴۷
اشتراک گذاری :
به گزارش سپاس ؛

از ابتدای انقلاب اسلامی با آدم هایی مواجهیم که به مقتضای زمان برای تسلط بر قدرت و افکار عمومی از هیچ کاری ابا ندارند تندروی های آنها قابل شمارش نیست. ابتدا دو آتشه انقلابی اند و هیچ کس جز خودشان را به عنوان انقلابی برنمی‌تابند تا مجلس سوم معروف بودند به نیروهای تندرو و چپ افراطی. این گروه به ناگهان با روی کار آمدن خاتمی معروف می‌شوند به دوم خردادی و زاویه دار شدن آنها با نیروهای انقلابی با همین عنوان شروع می‌شود تا اینکه با پوست اندازی تبدیل می‌شوند به اصلاح طلب. و خداحافظ با گذشته.

این گروه برای رسیدن به قدرت هیچ خط قرمزی برایشان متصور نیست نمادهای ملی و دینی، هویت ملی و ارزش‌های دینی و انقلابی حتی امنیت ملی نزد آنها جایگاهی نداشته و ندارد.

حاضرند به شیطان لبخند بزنند اما در سر قدرت بمانند. چون فاقد معیارهای مشخص هستند در را به روی هرکس و ناکسی باز گذاشته اند. وقتی در قدرتند فاقد توانایی انجام کار هستند زبانشان دراز و دستهایشان فشل است و شروع به فرافکنی می‌کنند و بازی کردن نقش اپوزیسیون نیز از ترفندهای معمول آنها است.

هیچ مدرکی برای اثبات مدعا برجسته تر از همین دولت نیست. این گروه بر رسانه نیز مسلطند و هنرمندان و نویسندگان لائیک و غیر دینی را نیز به سیاهی لشکر خود افزوده‌اند و رسانه‌های خارجی نیز با آنها هم سو هستند چرا؟ معلوم است اینها و آنها هیچ پایبندی به نظام و انقلاب اسلامی ندارند.

یکی از ترفندهای تکراری آنها نیز دوگانه سازی جامعه است و مرتب از آن بهره می‌برند. دوگانه های جنگ طلب و صلح طلب ، معیشت و مذاکره، طرفداران رابطه با دنیا و مخالفان رابطه با دنیا واخیرا دوگانه دیپلماسی و میدان، همه اینها برای جهت دهی و همراه کردن افکار عمومی و بهره‌برداری انتخاباتی برای تداوم سلطه شان است.

و اما ماجرای مصاحبه ظریف که در ادامه همین فرافکنی ها است. این دولت و مشخصا ظریف قبل از هر چیز در محضر ملت ایران باید پاسخگوی انبوهی فریبکاری های هشت ساله خود باشند.

از وعده‌های صد روزه گرفته تا برجام نافرجام، از لغو بالمره همه تحریمها و هزار و ششصد تحریم جدید که خود رکورد شکنی است، از چنان رونقی ایجاد کنم تا صفهای طویل برای همه چیز، از گرانی لجام گسیخته تا حراج شصت تن طلا و سی میلیارد دلار، از نجومی بگیران تا غارت بیت‌المال، از حراج و واگذاری کارخانجات صنعتی و مراکز تولیدی به نورچشمی ها تا بیکاری کارگران، از گرانی مسکن گرفته تا قاچاق سازمان یافته، از وعده اعتبار بخشی به گذرنامه ایرانی تا لخت کردن زنانمان در تفلیس و بی سوخت ماندن هواپیمای وزیر خارجه مان وراه ندادن به سفیرمان در سازمان ملل، از گرانی یک شبه بنزین و قضایای مرتبط با آن و صدها و هزارها مورد دیگر که ظریف در کلیت کابینه حسن روحانی مستقیم و غیر مستقیم در آن دخیل بوده است.

اما اینکه ظریف به جای پاسخ گویی پیش دستی کرده و خود را طلبکار جازده است نیز از طنزهای تلخ روزگار است. جناب ظریف و اصلاح طلبان مرموز باید بدانند که همه چیز برای ملت عیان است هیچ چیز محرمانه‌ای در مصاحبه ظریف نیست بلکه تکرار حرفهایی است که طی سال‌های حاکمیت اصلاح طلبان برای ملت آشناست و البته که این دهان بی موقع و بی جهت باز شد و خیلی زود فریاد لعنت به دهانی که بی موقع باز شود از درون خودتان صادر و به آسمان بلند شد.

قطعا مردم ما می‌دانند که انتشار این مطالب در این مقطع فقط و فقط کارکرد انتخاباتی دارد و فاقد ارزش دیگری از جمله بایگانی تاریخ شفاهی است. اما شاه بیت این قضیه اینجاست که وقتی با واکنش منفی همه جانبه مردم و صاحب نظران روبرو می شوند و می‌دانند بد جوری پای خرشان در چاله گیر کرده است عذر بدتر از گناه می‌آورند و مضحکه دیگری سر می‌کنند که بله این مصاحبه قرار بوده محرمانه بماند و گویا سرقت شده است؟!!.

البته که کسی این توجیح مسخره تر از خود مصاحبه را نمی‌پذیرد.

آیا پذیرفته است امنیتی ترین دولت تاریخ ایران گرفتار چنین حفره امنیتی باشد که به راحتی از درون آن مطالب محرمانه سرقت شود و بعد در اختیار دشمن قرار بگیرد.

معلوم است که خیر و علیرغم توجیهات شیخ حسن روحانی، آشکار است که در این جریان به قول معروف دزد و بز معلوم است دستگاه‌های امنیتی و قضایی بسم‌الله پیدا کنید پرتقال فروش را.
و به مطالبه ملت بابت جفا و توهین به سردار سلیمانی، به خطر انداختن امنیت ملی، تشویش اذهان عمومی، به خطر انداختن دیپلماسی و رابطه با کشورهای دوست و افشای اسرار طبقه بندی شده و موارد دیگر پاسخ دهند.

البته من معتقدم همین مسئله باید پایانی باشد بر ناهنجاری هایی که اصلاح طلبان در تمام سطوح این کشور بوجود آورده اند و آسیب‌های بی شماری تاکنون وارد کرده‌اند و به جای مصاحبه ظریف ثبت در تاریخ کشورمان بشود.
رضی دربندی
فرهنگی برازجان

 

انتهای پیام//


هیچ کامنتی برای نمایش وجود ندارد !