دوشنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۹ | سال جهش تولید

به مناسبت سالروز درگذشت علامه

علامه سید محمد حسین طباطبایی نظریه پرداز قرآنی

یادداشت
۲۶ آبان ۱۳۹۹ ساعت ۱۰:۳۵
اشتراک گذاری :
به گزارش سپاس ؛

علامه طباطبایی را همگان با تفسیر گران قدر المیزان می شناسند. به عبارتی جایگاه و وزانت و محتوای عمیق و همه جانبه و اتقان تحلیل ها و تفسیرها به گونه ای است که نه تنها در طول چند ده سالی که از انتشار آن می گذرد توانسته مرزهای ایران و تشیع را درنوردد؛ بلکه مرزهای مذاهب اسلامی را نیز پشت سر بگذارد. هر اندیشمند و پژوهشگری که قدم در ساحت این تفسیر گذاشته عکس العملی جز فروتنی و تمجید در برابر این بحر عمیق که لبریزاز دُرّهای گران بهای معارف اسلامی است نداشته است؛ چرا که برای هر بیننده ی واقع نگری، چاره ای جز پذیرش انوار طلایی خورشید در روز تابان نیست.

علامه طباطبایی شخصیتی است که مقامی بس رفیع در فلسفه دارد و با اشراق درونی راه های عرفانی را پیموده و با تحقیق و پژوهش وادی فقه و اصول را پشت سر گذاشته و با دردمندی و سیرالی الحق گام در حوزه ی اجتماع گذاشته و دردمندانه تلاش نموده تا با احیای بُعد اجتماعی اسلام و برجسته کردن نگاه اسلام به فضای زندگی دنیوی انسان ها، اسلام را از مهجوریت و نگاه صرف اُخروی و دیدگاه رهبانیتی نجات دهد و به جهانیان و به خصوص مسلمانان نشان دهد که اسلام دین دنیا و آخرت و دین عدالت ورزی است.

تفسیر المیزان سبک و سیاق خاص خود را دارد. علامه در مقام و جایگاه خود، مفسری است که هم شیوه ی گذشتگان را دقیقاً فهمیده و درک کرده و به سنّت پشت پا نزده و هم نیاز زمان را درک کرده و واقعیت ها و سؤالات و دیدگاه های امروزی را مورد مداقّه قرار داده است.

کسانی که مکتب اخلاقی، عرفانی، فلسفی و تفسیری علامه را به خوبی درک کرده و یا چشیده اند به ارزش علمی و غنای معرفتی آن بیش از دیگران واقفند و خالصانه به جایگاه سترگ این منشور قرآنی و معرفتی زبان به اعتراف گشوده اند. استاد شهید مرتضی مطهری که خود یکی از شاگردان علامه بوده و سال ها در حوزه های مختلف معرفتی قرآن و فلسفه و عرفان اوخوشه چینی کرده، در این زمینه می گوید:

علامه طباطبایى سَلَّمَهُ اللَّه تعالى، این مرد بسیار بسیار بزرگ و ارزنده- که البته مجلس امروز مجلسى نیست که این مقدار شایستگى داشته باشد که حق ایشان را ادا کند، ولى چون این شخص این حرف را زد عرض مى‏کنم- مردى است که صد سال دیگر باید بنشینند و آثار او را تجزیه و تحلیل کنند و به ارزش او پى ببرند. چرا ما از حالا به این فکر نیفتیم؟ این مرد واقعاً یکى از خدمتگزاران بسیار بسیار بزرگ اسلام است. اولًا مجسمه تقوا و معنویت است. در تهذیب نفس و تقوا مقامات بسیار عالى را طى کرده است. من سالیان دراز از فیض محضر این مرد بزرگ بهره‏ مند بوده‏ ام و الآن هم هستم.

کتاب تفسیر المیزان‏ یکى از بهترین تفاسیرى است که براى قرآن مجید نوشته شده است. البته قرآن مجید مقامى دارد که نمى‏شود هیچ تفسیرى را ادعا کرد که حق قرآن را ادا کرده است، ولى مفسرین هرکدام از یک جنبه بالخصوص خدمتى به قرآن کرده‏ اند، من مى‏توانم ادعا کنم که این تفسیر از جنبه‏ هاى خاصى- که الآن وقت آن نیست که برایتان عرض کنم- بهترین تفسیرى است که در میان شیعه و سنّى از صدر اسلام تا امروز نوشته شده است. بسیار بسیار مرد عظیم و جلیل‏ القدرى است.

بدون تردید تفسیر المیزان را نباید تفسیری مشابه آنچه که بسیاری از متقدمین یا متأخرین به تفسیر قرآن همت گماشته اند تلقی کرد.

روشن بینی، روحیه ی عرفانی ، اتصال قلبی و دست یابی به تقوای نظری و عملی، او را در جایگاهی قرار داده بود که بتواند از حجاب های مختلف، حتی از حجاب علم نیز عبور کند و حقایقی را درک کند و به فهم و شناختی از قرآن دست یابد که با روش های معمول و مطالعات شبانه روزی قابل دست یابی نیست. او به نور دانش راه پیدا کرده بود: «العلم نور یفذفه الله فی قلب مَن یشاء» این نورانیت، بسیاری از حجاب ها را از پیش راه او برای فهم قرآن و تدبر در آیات الهی برداشته بود.

علامه با مدد جستن از شیوه ی تفسیر قرآن به قران، متفن ترین و استوارترین شیوه را در درک عمیق این کتاب الهی برگزیده بود. روشی که مورد تأیید مصادیق قرآن ناطق، ائمه اطهار علیهم السلام می باشد.

المیزان دائره المعارفی از معارف الهی و وحیانی می باشد. نه بدین معنا که علامه خوشه چین سفره های مفسّران گذشته باشد یا علوم مختلف را به بهانه شرح آیات مختلف در کنار هم چیده باشد. هر چند تفسیر علامه از این روش ها و شیوه ها نیز بهره گرفته است؛ ولی نکته ی مهم در این است که علامه طباطبایی در تفسیر قرآن نظریه پرداز است. یعنی به مرحله ای از قدرت و توانایی در شناخت قرآن دست پیدا کرده بود که می توانست با استمداد از آیات قرآنی نظریه پردازی کند.

نظریاتی که علامه طباطبایی به تناسب آیات قرانی در حوزه های مختلف ارائه داده است در نوع خود بی نظیر و یا کم نظیر است. این نظریات سال های سال است که محور بررسی و پژوهش دانشوران، اسلام شناسان و قرآن پژوهان قرار گرفته است.

این نظریه پردازی در حوزه ی تفسیر که متن قرآن مشخص و در تمام دوره های زمانی و همه ی نقاط جهان ثابت و به دور از اختلاف است و در طی قرون متمادی اندیشمندان و صاحب نظران تفاسیر ارزشمندی در شرح و بررسی این کتاب ارائه داده اند کاری بس سنگین ودشوار است. این دشواری بدان جهت است که مفسر قرآن به دور از فضای فکری، سیاسی، علمی و اجتماعی حاکم بر جامعه و به دور از افراط و تفریط و حتی علوم شخصی خود با الهام از متن آیات قرآن و به گونه ای که تفسیر به رأی نیز تلقی نشود به تفسیر قرآن بپردازد. این کاری بود که علامه در زمان خود توانست به خوبی از عهده ی آن برآید او در فلسفه ی اسلامی، فیلسوف و صاحب نظر بود ولی دیدگاه فلسفی اش تفسیر او را تبدیل به یک تفسیر فلسفی نکرد.

امری که خیلی از مفسران بدان دچار شدند یعنی غلبه ی دانش تخصصی آن ها در تفسیر قرآن. علامه در شرایطی زندگی می کرد و در حوزه ای تحصیل می کرد که قرآن در مهجوریت قرار داشت. حتی دوست داران تفسیر و شناخت قرآن که این توان را در خود می دیدند که به دنیای قرآن پا نهند و نتیجه ی شناخت و درک عمیق خود از قرآن را به جامعه ی اسلامی ارائه دهند، به خود جرأت چنین کاری ندادند و در آغاز راه بر اثر جو سنگین حاکم بر حوزه متوقف شدند؛ و در وصف علامه طباطبایی که در این مسیر سخت و دشوار از «لومه لائم» هراس به خود راه ندادند از تضحیه و فداکاری او در نشر قرآن و تفسیر این کتاب وزین یاد کردند.

در آن فضای سنگین که گاه مورد اتهام تیرهای سنگین و عالمانه منتقدین قرار می گرفت او ترسی به دل راه نداد از قلّت همراهان اندوهگین نگردید و با تسلطی همه جانبه به تفسیر قرآن همت گماشت. این در حالی بود که او می توانست با او به مباحث فقهی و غور در مباحث عمیق فقیهان در جایگاه مرجعیت تقلید قرار بگیرد. علامه طباطبایی زمانی به تفسیر قرآن همت گماشت که علاوه بر مهجوریت قرآن در حوزه، شاهد مهجوریت اسلام و قرآن در جامعه نیز بود.

پیشرفت روز افزون علم و صنعت و تکنولوژی از یک طرف در جهان غرب و شعارهای به اصطلاح عدالت طلبانه در بلوک شرق و دفاع از حقوق کارگران و مستعضفان به گونه ای بود که حتی اندیشمندان جهان اسلام به نحوی متأثر از دیدگاه ها و اندیشه های این دو قطب شده بودند. به گونه ای که تأثیرپذیری از اندیشمندان و فیلسوفان غربی یا انقلابیون و آزادیخواهان و عدالت طلبان شرقی در آثارشان کاملاً هویدا است.

علامه در چنین شرایطی وارد عرصه ی معرفی و تفسیر قرآن گردید. این در حالی بود که هم به خوبی با اندیشه های غربی آشنا بود و مباحثش با هانری کُربَن بیانگر این مسأله است، هم اندیشه های مارکسیستی و ماتریالیستی را کاملاً شناخته بود و این را در آثار فلسفی اش همچون اصول فلسفه و روش رئالیسم به خوبی می توان دید.

این شناخت عمیق تبدیل به نقطه ی قوتی برای علامه گردید تا ژرف نگرانه تر به تفسیر قرآن روی آورد و از مسائل روز آن جهان نیز غافل نگردد و نگاه اسلام را در این باره به خوبی تعریف نماید.

اشرافیت علامه در علوم مختلف اسلامی و سایر دانش های مرتبط باعث گردید که ایشان بسان عقابی تیزپرواز ابعاد مختلف قرآن را در تیررس اندیشه ی ناب خود قرار دهد و بسان دهقانی پیر و با تجربه قرآن را شخم بزند و گنجینه هایی را از این معدن و زمین بکر کشف کند که گذشتگان با همه ی توانایی و قوتی که داشتند اندر خم یک کوچه ی آن مانده بودند. علامه قرآن را کالبد شکافی کرد و اشرافش به بسیاری از زوایای پنهان قرآن باعث گردید که بسیار از ناگفته ها را در تفسیر خود به رشته ی تحریر درآورد.

ناگفته نماند که همه ی تلاش های این پیر فرزانه بدان معنا نیست که همه ی راه را در کشف اهداف این کتاب سترگ آسمانی طی کرده باشد. قرآن بسان گنجینه ای سرشار از گنج های پنهان و اقیانوسی بی کران در مقابل ما خودنمایی می کند، گذشتگان به نسبت بضاعتشان توانستند بخش هایی از دُرّهای گران بهای این بحر لجیّ را کشف کنند و قطعاً آیندگان نیز با پشتوانه ی تلاش گذشتگان این راه را ادامه خواهند داد.
____
۱. مجموعه آثار شهید مطهری (احیاى تفکر اسلامى)، ج‏۲۵، ص: ۴۲۹

نصرالله شفیعی


هیچ کامنتی برای نمایش وجود ندارد !