جمعه ۱۷ مرداد ۱۳۹۹ | سال جهش تولید

تا به کی بیرون گود نشستن و….

یادداشت
۰۷ تیر ۱۳۹۹ ساعت ۱۱:۵۹
اشتراک گذاری :
به گزارش سپاس ؛

در تحلیل محتوای بیانات مقام معظم رهبری یکی از مضامین فراگیر و پر تکرار، مفهوم دشمن شناسی است که با عقلانیتی مبتنی بر نگاه دینی بیان می شود و اما آنچه مورد بحث در این یادداشت است حکایت “یک سوزن زدن به خود” است و خارج شدن از گارد ” نشستن لب گود و گفتنِ لنگش کن” است.
آری امام خامنه ای عزیز مد ظله العالی با نگاه همه جانبه به مقوله دشمن شناسی و پرداختن به ابعاد مختلف آن از جمله شناخت دشمن، ماهیت و علت دشمنی، شیوه و میدان نبرد دشمنی دشمنان و… از دو دشمن بیرونی و درونی نیز نام می برند.
ایشان دشمن درونی را خطرناکتر از دشمن بیرونی می داند که این مسئله کمتر بدان پرداخته شده است و شاید یکی از عرصه های شجاعت در میدان بصیرت ، طرح دشمن درونی و نقاط ضعف داخلی و آسیب ها در کنار تهدیدات پرواضح و حداکثری دشمنان خارجی است، زیرا آسیب ها و آفات از درون انقلاب را تهدید می کند:
« ما دو دشمن داریم: یک دشمن، دشمن درونی است؛ یک دشمن، دشمن بیرونی است. دشمن درونی خطرناک‌تر است.» ۱۶/۲/۱۳۸۷
مقام معظم رهبری با ارایه این تفکیک، دشمن درونی را که بیشتر ذهنی ، روانی و منوط به عزم و اراده اجتماعی یک ملت است، اینگونه تعریف می کند:
« دشمن درونی چیست؟ دشمن درونی خصلتهای بدی است که ممکن است ما در خودمان داشته باشیم. تنبلی، نشاط کار نداشتن، ناامیدی، خودخواهی‌های افراطی، بدبین بودن به دیگران، بدبین بودن به آینده، نداشتن اعتماد به خود – نه به شخص خود و نه به ملت خود – اینها بیماری است… همیشه دشمنان بیرونی ملت ایران سعی کرده‌اند این میکروبها را در درون جامعه‌ی ایرانی رسوخ دهند: «شما نمی‌توانید»، «شما قادر نیستید»، «آینده‌تان تاریک است»، «افقتان تیره است»، «بیچاره شدید»، «پدرتان درآمد». سعی این بوده است که ملت ما را ناامید، کسل، بی‌اعتماد به نفس، تنبل و چشم به دست بیگانه بار بیاورند؛ اینها دشمنان درونی است. در طول سالهای قبل از بروز حرکت اسلامی در کشور ما، بلای عمده‌ی ملت ما اینها بود. »۱۶/۲/۱۳۸۷
طبیب حاذقِ انقلاب با شمارش آفات انقلاب اسلامی که در هماورد عظیم با دنیای شرک و ظلم نیز به سر می برد، عدم پرداختن به این امراض درونی که ماهیت اجتماعی دارند را به موریانه ای مثل می زند که پایه های بنای انقلاب را تهدید می کند:
« اگر ملتی مردمش تنبل باشند، ناامید باشند، اعتماد به نفس نداشته باشند، با همدیگر پیوند نداشته باشند، به همدیگر بدبین باشند، از آینده ناامید باشند، چنین ملتی پیش نخواهد رفت؛ اینها مثل موریانه‌ای که در درون پایه‌ی بنا بیفتد، بنا را ویران می‌کند؛ مثل کرمی است که داخل میوه قرار بگیرد، میوه را فاسد می‌کند. باید با این صفات مبارزه کرد… اگر ما بتوانیم این دشمنها را در درون خود، در جان خود، در فرهنگ عمومی جامعه‌ی خود از کار بیندازیم، دشمن بیرونی هم نمی‌تواند به ما صدمه و لطمه‌ای برساند.»

جواد خسروی


هیچ کامنتی برای نمایش وجود ندارد !