یکشنبه ۳۰ شهریور ۱۳۹۹ | سال جهش تولید

خیانت های ژنرال زنگنه به ملت ایران

زنگنه کسی است که تقریبا نامش با وزارت به قدمت نظام جمهوری اسلامی گره خورده است.

آخرین اخبار
۱۳ خرداد ۱۳۹۹ ساعت ۰۸:۰۱
اشتراک گذاری :
به گزارش سپاس ؛

زنگنه کسی است که تقریبا نامش با وزارت به قدمت نظام جمهوری اسلامی گره خورده است. از عجایب روزگار است کسی که در برگ برگ پرونده اش خیانت و ناکارآمدی وجود دارد این همه توانسته در جایگاه صدارت و وزارت بماند.
فقط قرارداد کرسنت کافی بود تا پرونده ی خیانت زنگنه بر دستگاه قضایی مسجل شود و او محاکمه و مجازات شود. ولی صد حیف که او تاکنون غاصبانه بر اریکه ی قدرت در نفت تکیه زده تا هر روز کشورمان شاهد خسارت های جبران ناپذیر باشد. نیاز است دادگاهی با پرونده ای به قطر عمر زنگنه در وزارت تشکیل شود تا خیانت ها و ضعف های او برشمرده شود و لطمه ای که کشور با حضور او در این وزارتخانه بزرگ متحمل شده روشن گردد.
اخیرا اصغر ابراهیمی اصل معاون اسبق وزیر نفت در گفت و گو با فارس، به تشریح همکاری‌های ایران و نزوئلا در دولت قبل پرداخته و پرده از لغو قراردادهایی برداشته ک هرکدام در شکوفایی اقتصاد کشور بسیار تاثیرگذار بوده اند.
وی گفته است:

* زمانی که بنده در دولت احمدی نژاد معاون وزیر نفت و مدیرعامل شرکت ملی پتروشیمی بودم، قراردادی با هدف سرمایه‌گذاری مشترک و ایجاد دو واحد متانول در ایران و ونزوئلا منعقد کردیم. همچنین زمانی که مدیر فاز۴، ۵ و ۱۲میدان گازی پارس جنوبی در پتروپارس بودم با آقای چاوز رئیس جمهور ونزوئلا و آقای رامیرز وزیر نفت ونزوئلا قرارداد دیگری منعقد کردیم که براساس آن ما در بلوک هفت میدان آیاکوچو که ۱۸٫۷ میلیارد بشکه نفت سنگین داشت، به صورت مشارکت در تولید سرمایه‌گذاری کنیم و هزینه‌های انجام شده را از فروش نفت برداریم و سپس هر درآمد دیگری که از این راه به دست آمد به صورت نصف-نصف به دو کشور برسد.

* ۱۸٫۷ میلیارد بشکه نفت فوق سنگین، ظرفیت قابل توجهی بود که برای پالایش این نفت نیز بین دو کشور توافقاتی انجام شد. بر این اساس قرار شد یک پالایشگاه در اندونزی، یکی در ایران و یکی هم در سوریه احداث شود و نفت سنگین میدان آیاکوچو را در این ۳ پالایشگاه به فرآورده تبدیل کنیم و آن را در همین مناطق به فروش برسانیم. در همان زمان با ارسال دکل حفاری، اولین چاه در این میدان نفتی حفر شد. اما متاسفانه با تغییر دولت، این پروژه متوقف شد.

*همچنین قرارداد دیگری هم با شرکت پکیون یعنی شرکت پتروشیمی ونزوئلا بستیم که براساس آن قرار بود سرمایه گذاری مشترکی در بندر سیگما این کشور انجام شود و دو مجتمع تولید متانول یکی در ونزوئلا و یکی در ایران احداث شود. طبق این طرح مالکیت ۵۱ درصد واحد متانول از آن کشور میزبان و ۴۹ درصد برای دیگری بود.

*هدف کلی پروژه این بود تا ونزوئلا برای فروش متانول به هند و سایر کشورهای آسیایی لزومی به حمل آن از آن سوی دنیا نداشته باشد، همچنین ما هم برای صادرات محصولات به آمریکای لاتین از واحد متانول ونزوئلا استفاده کنیم و لذا هزینههای حمل و نقل به صفر برسد. مقرر شده بود صرفه جویی حاصل از این طریق را در ارتقای رقابت‌پذیری مصرف کنیم. اما این قرارداد نیز در دولت یازدهم متوقف شد.

* زمانی که کارمندان شرکت نفت ونزوئلا با تحریم آمریکا علیه چاوز رئیس جمهور این کشور اعتصاب کردند و کارهای صنعت نفت تعطیل شد، آقای چاوز ۱۴ هزار نفر از این کارمندان را اخراج کرد. در واکنش به این اقدام آمریکا ۶ هزار نفر از آنها را در داخل خاک خود استخدام کرد و مابقی را به عنوان گروه ناراضی در ونزوئلا نگه‌ داشت. با این اقدام نیروی مهندسی و طراحی وزارت نفت ونزوئلا تخلیه شد.

*در همان دوران ما تصمیم گرفتیم در قالب دو پروژه یکی در بخش بالادستی و دیگری در بخش پتروشیمی در این کشور سرمایه‌گذاری کنیم و نیروهای خودمان اعم از بازنشسته، غیربازنشسته و بخش خصوصی را به ونزوئلا ببریم و از این طریق سرمایه به دست آمده را صرف پروژه‌های عسلویه کنیم.

*با اجرای این قراردادها عملا ما قرارگاه مهمی در ونزوئلا به دست می‌آوردیم و نیروهای مهندسی و اجرایی زیادی از ایران به این کشور می‌رفتند. براین اساس ایران در فاصله کمی از آمریکا میتوانست حضور معنادار فنی، اجرایی، سرمایه‌گذاری و تکنولوژیکی پیدا کند. در نتیجه این همکاری استراتژیک، مشکل ونزوئلا در حوزه خلاء نیروی انسانی در صنعت هم که آمریکا برایش ایجاد کرده بود، حل میشد. کار هم با ارسال دکل حفاری و حفر اولین چاه آغاز شد. اما دولت یازدهم در همان ابتدا همه اقدامات خوبی که دولت نهم و دهم انجام داده بود را تعطیل کرد.

*در آن زمان شخص آقای روحانی و تیم همراهشان این تفکر را داشتند که اگر ما با ونزوئلا یا گروه بریکس (برزیل، آفریقای جنوبی، هند، چین و روسیه) کار کنیم، اروپا و آمریکا از دست ما ناراحت میشوند. دیدگاه این دولت این بود که با کلید تدبیر وارد تعامل با کدخدا شود و امتیازاتی بدهد و امتیازاتی بگیرد و از این طریق با ورود فناوری و سرمایه، شبیه کشورهایی مانند کره‌جنوبی و ژاپن و دبی شویم.

* صادرات بنزین به آمریکای جنوبی به صورت چراغ خاموش ممکن نیست، امروزه با سیستم‌های ماهواره‌ای و رصدی که با هواپیماهای بدون سرنشین صورت میگیرد و از طرفی مسافت طولانی خلیج فارس تا ونزوئلا و عبور از مسیرهایی که کنترل میشود، امکان حرکت به صورت چراغ خاموش وجود ندارد.

*صادرات بنزین به آمریکای جنوبی تصمیم رده عالی نظام است و وزارت نفت از سر اجبار آن را انجام داد. لذا افتخار این کار برای نظام است نه وزارت نفت. این وزارتخانه باید پاسخگوی برهم زدن قراردادهایی باشد ایران منفعت زیادی از آنها به دست می‌اورد و اگر عملیاتی میشدند امروز ما کنار گوش آمریکا خیمه‌گاهی با حضور هزاران کارشناس و متخصص ایرانی داشتیم.


هیچ کامنتی برای نمایش وجود ندارد !