سه شنبه ۰۱ مهر ۱۳۹۹ | سال جهش تولید

انقلاب، موجب گذار جامعه‌ی ایران از استبداد سلطنتی به آزادی دینی شد

جمله حکیمانه امام خمینی مبنی بر انکه مجلس در راس امور است بیش از انکه یک جمله إخباری باشد یک گزاره إنشائی است بدان معنا که باید مجلسی  سر کار بیاید که بتواند در راس امور کشور قرارگرفته و مقدرات کشور را ریل گذاری کند.

آخرین اخبار
۱۴ بهمن ۱۳۹۸ ساعت ۰۶:۳۴
اشتراک گذاری :
به گزارش سپاس ؛

به گزارش سپاس ؛ غلام اسماعیلی در یادداشتی با پرداختن به ویژگی‌های مجلس دینی و مردم سالاری نوشت: مردم‌سالاری برخاسته از انقلاب اسلامی، سه خصوصیّت عمده دارد: نخست این‌که از نظر اثرگذاری بر ساخت سیاسی و اجتماعی، «واقعی/ حقیقی/ صادقانه/ تعیین‌کننده/ تغییردهنده» است، نه «نمایشی/ صوری/ دروغین/ ساختگی/ فرمایشی»؛ دوّم این‌که از نظر کمّیّت مشارکت و حضور مردمی، «حداکثری/ بیشینه/ حدّ اعلاء» است، نه «حداقلّی/ ناچیز/ اندک»؛ سوّم این‌که از نظر ریشه و سرچشمه‌ی ایدئولوژیک، «قُدسی/ الهی/ دینی» است، نه «سکولار/ شیطانی/ طاغوتی». چنین ترکیب و هندسه‌ای در هیج جای جهان معاصر، شبیه و نظیر ندارد و به‌راستی، منحصر به انقلاب اسلامی ایران است. انقلاب ایران، که عهد تاریخی تازه‌ای را پیش روی انسان معاصر نهاد، سلسله مفاهیم متفاوت و بی‌سابقه‌ای را نیز خَلق کرد و آن‌گاه در جهت تحقق عملی و عینی‌شان کوشید، که مردم‌سالاری دینی، از این جمله است.

مردم‌سالاری دینی که مجرا و سازوکار خاص و متفاوتی برای مشارکت اجتماعی‌ست، سه خصوصیّت یاد شده در متن خود دارد و به همین واسطه، هرگز نمی‌توان آن را با «مردم‌سالاری سکولار» که در غرب شایع است، مقایسه کرد. به تعبیر مغز متفکّر انقلاب، علامه‌ی شهید آیت‌الله مرتضی مطهری، باید چنین گفت که مردم‌سالاری غربی، «حیوانیّت رهاشده» است و مردم‌سالاری دینی، «انسانیّت رها شده است. ».

نمی‌توان و نباید از کارنامه‌ی پُر درخشش و خیره‌کننده‌ی انقلاب درباره‌ی مردم‌سالاری و مشارکت اجتماعی سخن گفت، ولی به نقش خاصی که امام خمینی و رهبر انقلاب در این‌باره ایفا کردند، اشاره‌ای نکرد. واقعیّت آن است که چنانچه عنان و زمام کار به دست اینان نبود، مردم‌سالاری حتّی به‌فرض محال تحقق انقلاب نیز، وضع دیگری داشت و هرگز بدین صورت، ستایش‌آمیز و درخور تقدیر نبود.

از این جمله، دفاع‌های قاطعانه و دشمن‌ساز رهبر انقلاب، مثال‌زدنی‌ست: این‌که ایشان در برابر جریانی که خواستار دست‌کاری در شرایط و زمینه‌های انتخابات بود، مقاومت کرد و انتخابات را «حقّ مردم» و «از آن مردم» دانست و کمترین مداخله‌ای در آن نکرد؛ این‌که ایشان در مقابل کسانی‌که به بهانه‌ها و اغراض سیاسی‌کارانه‌ای می‌خواستند برپایی انتخابات را به تأخیر انداختند، ایستاد و تصریح کرد که انتخابات، باید «حتّی بدون یک روز تأخیر» برگزار شود؛ این‌که ایشان به «زیاده‌خواهی نیروهای فتنه‌گر» در سال هشتادوهشت، پاسخ مثبت ندارد و در برابر «لشکرکشی خیابانی»، آراء مردم را نادیده گرفت و از «جمهوریّت»، عقب‌نشینی نکرد؛

این‌که ایشان، رأی مردم را «حقّ‌الناس» شمرد و بدان «حُرمت شرعی و دینی» بخشید و نظام اسلامی را «امانت‌دار رأی مردم» معرفی کرد که هرگز به آن خیانت نکرده و نخواهد کرد؛ این‌که ایشان تصریح کرد که مردم‌سالاری را «صادقانه» پذیرفته به آن «باور» دارد و به آن باور دارد و هرگز با آن مواجهه‌ی سیاست‌بازانه و اقتضائی ندارد؛ و … . اینها و واقعیّت‌های دیگری از این دست که ما از آنها بی‌خبریم؛ گواه آن است که چنانچه بازیگر اصلی این میدان، رهبر انقلاب نبود، چه‌بسا انقلاب در مسیر دیگری قرار می‌گرفت و نسبت دیگری با مردم‌سالاری می‌داشت.

مردم‌سالاری دینی، ریشه‌های ایدئولوژیک دارد، یعنی «ایمانی/ اعتقادی/ دینی» است. از این‌رو، مشارکت اجتماعی در الگوی اسلامی و انقلابی، «داوطلبانه/ خودجوش/ اختیاری/ ارادی» است، نه «تحمیلی/ اجباری/ قهری/ تحکّمی». پس این‌که مشارکت اجتماعی در ایران پساانقلاب، «از پایین» و «مهندسی‌نشده» است، نه «از بالا» و «فرمایشی»، به این حقیقت بازمی‌گردد که چنین مشارکتی، از نوعی «الزام باطنی/ قلبی/ درونی» برمی‌خیرد و حاصل غلیان و فاعلیّت حس «مسئولیّت ایمانی» و «تعهد الهی» ا‌ست.

برخلاف چنین رویّه‌‌ای، مردم‌سالاری‌ها و مشارکت‌های سکولار، یا بر «انگیزه‌های مادّی/ معیشتی/ این‌جهانی/ خودخواهانه» تکیه دارند، یا بر «انگیزه‌های دیوان‌سالارانه/ بوروکراتیک/ اداری». مردم‌سالاری دینی، به سبب این‌که ریشه در «دین» دارد و دین نیز داعیّه‌ی «جهان‌شمولی» دارد و انسان مسلمان، قائل به «جهان‌وطنی‌»ست، حتّی در چارچوب تنگ «انگیزه‌های ملّی/ قومی/ وطنی» نیز محصور نمی‌شود. در این فلسفه‌ی اجتماعی، انسان به این سبب که انسان است و برخوردار از فطرت الهی و متعهد به شریعت خدایی، برداشتی از عالَم و منزلت خویش در آن دارد که بسیار وسیع و پهن‌دامنه است.

پس این‌که از حوزه‌ی شخصی‌اش پا فراتر می‌نهد و نسبت به آنچه که در جامعه می‌گذرد، احساس مسئولیّت می‌کند و جامعه را نیز در بُعد محلّی، محدود نمی‌کند و به جامعه‌ی انسانی و جهانی می‌نگرد، همه‌و‌همه، برخاسته از جهان‌بینی الهی است.

انتهای پیام/

 


هیچ کامنتی برای نمایش وجود ندارد !