۞ امام علی (ع) می فرماید:
هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

موقعیت شما : صفحه اصلی » 137 » خبر فوری » وبلاگ نوشت
  • شناسه : 272107
  • ۲۴ شهریور ۱۳۹۸ - ۸:۰۷
  • نویسنده : مصعب یحیایی؛
  • منبع : سپاس
باخت سیاست با گل به خودی هنر و ورزش
باخت سیاست با گل به خودی هنر و ورزش

باخت سیاست با گل به خودی هنر و ورزش

انتخابات را به اهالی هنر باختیم. به مرحوم جمشید مشایخی که می گفت اگر روحانی نباشد از ایران می روم. به بهاره رهنمایی باختیم که دغدغه اش، درِ پارکینگ برج کاملیا در زعفرانیه است.

به گزارش سپاس؛ مصعب یحیایی شاعر انقلابی استان بوشهر با اشاره به موضوع دختر آبی خطاب به جماعت انقلابی در مطلب ارسالی به سپاس نوشت: سخنی با جماعت انقلابی! حالا که کم کم ماجرای دخترآبی از تب و تاب افتاده و آن هنر پیشه ابله هم به طریق مختلف اثبات کرد که غلط کرده است، می خواهم چند کلامی با شما گفتگو کنم.

اگر رگ غیرت تان دوباره باد نمی کند و لیچار بارم نمی کنید، می گویم که ما عرصه های بحران زا هیچگاه به سیاست واگذار نکرده ایم؛ بلکه آنچه ما را زمین گیر کرده فرهنگ است و حتی پیش از آن اجتماع بوده است.

معتقدم که انتخابات ما نه به سیاست است که به هنر باخته ایم و می بازیم! سیاست امثال حسن روحانی را نه در برجام، که سال ها پیش در سعدآباد هم دیده بودیم؛ لکن این هنر  حسین دهباشی و ابزار هنر او بود که با چاشنی دروغ و تهمت مستند انتخاباتی روحانی را ساخت و شد آنچه شد.

ما انتخابات را به اهالی هنر باختیم. به مرحوم جمشید مشایخی که می گفت اگر روحانی نباشد از ایران می روم. به بهاره رهنمایی باختیم که دغدغه اش، درِ پارکینگ برج کاملیا در زعفرانیه است.

باخت سیاست به واسطه دخالت هنر و ورزش

ما زمین بازی را در سیاست به سلبریتی هایی مثل  فرخنژاد و آن یکی  مادر زیزیگلو  واگذار کردیم، نه به سیاست ورزی های دولت شاه کلید که از بیخ حرفی نداشت برای گفتن.

ما سیاست را به اهل ورزش باختیم. به امثال  علی کریمی و  فرهادمجیدی که در همین ماجرای اخیر  زبان سیاسیون مغرض شدند و همه را با یک چوب نمی رانم، لکن ما سیاست را به هنرمند جماعت و اهالی ورزشی باخته ایم که زبان شان عموماً از عقل شان پیشی می گیرد.

و اما مسئلهٌ حضرات!  در جبهه فرهنگی انقلاب چه جایگزین و یا به قول روشنفکرانه آلترناتیوی دارید برای ذائقه مردم؟! وقتی که دادمان از نادانی و بی سوادی سلبریتی ها بلند است و البته که فریاد به حقی ست؛ باید مابه ازای آن یک هنرمند تراز معرفی کنید یا نه؟!

بگذراید قدری حدیث نفس کنم. هرچند تردید دارم که ورای عیب و ایرادهای معمول و بدبینی های همیشگی جریان انقلاب، اصل سخنم را می فهمید یا باز هم مثل بازنده های مار و پله از خانه نود و نه برمی گردید به خط اول!

جریان انقلاب همه دغدغه مند است

یک سال پیش بود حدوداً که بنا داشتم اسمی را انتخاب کنم برای مجموعه اشعارم. لکن هر چه بالا و پایین کردم دیدم  کمی کافر بیشتر به دلم می چسبد. نه اینکه دیدگاه هنری را در نظر نداشتم لکن یک وجه از این نام گذاری دقیقاً متوجه دوستانی بود که به واسطه اشعار عاشقانه ام به نوعی مرتدم می شمردند و بی آنکه حداقلی از هنر بدانند الزاماً اشعار مرا هم سیاسی پسند می کردند. و مصیبت آنجاست که همین دوستان و اهل رسانه ای که برای متن ها و جلسات سیاسی ام کف و سوت می کشیدند بی اعتنا از کنار وجه هنری ام گذشتند و دریغ از یک خبر ساده در رسانه های جریان به اصطلاح انقلابی!

این را گفتم که بدانید جریان انقلابی دغدغه مند است، لکن عموماً کاربلد نیست و قاعده بازی را نمی داند! و آنقدر سیاست سایه انداخته بر وجوه شخصیت انقلابیون که پاک غافل اند از اطراف!

من نه توصیه به هرزگی می کنم در هنر و نه معتقد به پوپولیسم هستم در اجتماع؛ و شاید غریب نباشد اگر بگویم که به سیاسی ترین وجه سخن می گویم لکن سیاست را با جار و جنجال و داد و بیداد یک کاسه نمی کنم. انقلابیون اگر در اجتماع، فرهنگ، ورزش، اقتصاد و … جای پای شان را محکم کنند، به زعم من اصلاً نگران سیاست نباید باشند. فی الحال اما ما حکم آسیاب برعکسی را داریم که  محمدکاظم کاظمی می گفت: آسیا بود ولی راه عمل را گم کرد/ آرد را چرخ زد و چرخ زد و گندم کرد!

ما سیاست را واگذار کرده ایم به هنر و به ورزش و به اقتصاد

جماعت؛ اگر بنا دارید از سیاست برسید به اجتماع نتیجه اش می شود پوپولیسم احمدی نژادی و اگر بنا دارید از سیاست برسید به فرهنگ نتیجه اش باز هم می شود پیام تبریک تولد احمدی نژاد به مایکل جکسون!

این یک بند را به دل نگیرید البته؛ لکن گاهی حس می کنم همان گنگ خوا بدیده مولانا هستم که گیر افتاده بین مشتی کر و کور!

مخلص کلام جماعت؛ به قول حضرات مداح: “همین یک بند و التماس دعا!”

ما سیاست را واگذار کرده ایم به هنر و به ورزش و به اقتصاد؛ و البته اضافه کنید به همه این ها؛ رسانه های مان هم چنگی به دل نمی زنند!

به دل نگیرید جماعت! آتشی بود که شعله کشید و خاموش شد!

انتهای پیام//

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*