به گزارش سپاس به نقل از ناصرون، حقوق بشر واژه ای جهانشمول و کلی است که هر انسان به محض تولد حائز دریافت آن است به عبارت دیگر همه افراد از این نظر که انسانند از حداقل حقوقی برخوردارند که ربطی به تابعیت، مذهب، نژاد یا جنسیت شان ندارد و باید فارغ از همه موارد گفته شده ، این حقوق رعایت شود لکن زمانی که پسوند اسلامی به دنبال آن می‌آید، منحصرا متعلق به آن بخش از مردم جهان می‌شود که یا مسلمان هستند و یا به دین اسلام بعنوان یکی از ادیان الهی اعتقاد دارند بنابراین با عنایت به اینکه در اسلام مبنای همه امور اراده خداوند است و سایر اراده‌ها در طول اراده خداوند قرار دارند پس منبع حقوق بشر اسلامی نیز، وحی و دستورات خداوند می باشد که در قرآن آمده است. لذا این حقوق در مقابل حقوق بشر غربی نگاهی وحیانی برای مردم جهان قائل شده و بر این باوراست که حقوق بشر اسلامی حامی مردم چه مسلمان و چه غیرمسلمان است. به بیان واضحتر اگرچه تحت عنوان حقوق بشر اسلامی قلمداد می گردد لکن در آن حقوق همه افراد و جوامع بشری بعنوان یک انسان درنظر گرفته شده است.و برای ایشان حقوقی قرار دارد، با تامل در قرآن کریم می‌بینیم که خداوند متعال به وضوح می‌فرماید: ((ما به بنی‌آدم کرامت بخشیدیم)) لفظ بنی آدم در اینجا و بخشیدن و کرامت نشان از بخشش و کرامت اعطایی است و فارغ از نژاد، رنگ و قبیله، منظور کرامت ذاتی است که از طرف خداوند به همه انسانها اعطا شده است. بنابراین محصول تدبر در آیات قرآن در زمینه حقوق بشر منتج به این میگردد که بی‌تردید از دیدگاه اسلام، انسان موجودی ارزشمند است که باید به عنوان یک موجود باشعور ، دارای اراده و اختیار به دید احترام به او نگریست. قرآن کریم، خداوند را به لحاظ آفریدن انسان «احسن الخالقین»نام نهاده است و از او به عنوان خلیفه و جانشین خود یاد می‌کنند و نیز فرشتگان را به سجده و خشوع در برابر او امر کرده ، به کرامت و بزرگداشت انسان تصریح می‌کند تا جایی که نتیجه عدم سجده به آدم موجب رانده شدن از بهشت الهی و غرق در جهنم شدن است.

همچنین در دین مبین اسلام به موضوع  آزادی و حُریّت انسان در مقابل غیر خداوند، تأکید زیادی شده است. به جرأت میتوان گفت اهمیتی که اسلام برای آزادی قائل است در هیچ دین و مذهب دیگری دیده نمی شود. اما باید توجه داشت که این آزادی، آزادی در مقابل دیگران است و شامل آزادی از خدا، قوانین الهی و مقررات اخلاقی و منطقی مورد تایید دین نیست و به بیان ساده آزادی در چارچوب قانون و شریعت مد نظر است به نحوی که آزادی یک نفر باعث سلب آزادی و آسایش دیگری نباشد و نیز در این مسیر اوامر الهی که همانا ملزومات حیات دنیوی و سعادت اخرویست باید مطاع واقع شود

اساساً فلسفه بعثت پیامبران و به خصوص پیامبر اسلام(ص)، توجه دادن آحاد بشری به حیثیت ذاتی، کرامت و شرافت انسانی خویش است.

قرآن در اصل همه انسان‌ها را در گوهر انسانیت، فضیلت، ارزش و حیثیت ذات انسانی، یکسان می‌داند و رنگ، نژاد، قومیت ، ملیت و زبان و امثالهم را به عنوان وسیله تشخیص حساب می‌کند، و از عوامل امتیاز و برتری محسوب نمیشود.

در بررسی های تاریخی ، جامعه شناختی و دینی نشان می دهد که اعتقاد به وجود پاره ای حقوق فطری و ضروری برای افراد از قدیم وجود داشته است و قانونگذار بشری نباید آن را نادیده بگیرد .

در نظام بین الملل و جامعه جهانی نیز حقوق بشر برای اولین بار پس از جنگ جهانی دوم به عنوان یک موضوع در مباحث حقوق بین‌الملل مطرح شد و در زمره اهداف منشور ملل متحد قرار گرفت و آنچه بعنوان حقوق بشر درنظر واضع قوانین مد نظر بود این بود که حقوق بشر منعکس کننده آرمان جهانی عدالت و جامعه ای باشد که در آن، هر انسانی بتواند از زندگی شرافتمندانه، همراه با مساوات و کرامت بشری برخوردار گردد. آنچه از آن بعنوان حقوق بشر یا همان (Human rights) در منشور ملل متحد یاد میشود اساساً به گونه‌ای طراحی شده است که می‌باید به عنوان یک زیربنای مستحکم تضمین کننده صلح، توسعه عدالت و آزادی در همه ابعاد و مفاهیم آن باشد. مفاد منشور سازمان ملل متحد نیز برای توسعه، گسترش و حفاظت از حقوق بشر است. بگونه ای که حتی در مقدمه آن لزوم پایبندی به حقوق اساسی بشر، حیثیت و ارزش انسانی و تساوی حقوق مرد و زن ذکر شده‌است. اما متاسفانه حقیقت این است که سازمان ملل و اعلامیه حقوق بشر حتی در یک مورد نشان نداده است که از حقوق بشر به معنای واقعی و فارغ از نژاد و رنگ و ملیت دفاع کند؛ چرا که غربی ها، که طلایه دار این سازمان هستند، نه به مفهوم بشر و بشریت احترام  قائلند و نه حقوق بشر برایشان ارزشی دارد چنانکه تحولات دهه‌های اخیر در سطح بین‌المللی نشان می‌دهد که برخی کشورهای غربی به ویژه ایالات متحده آمریکا با بی توجهی کامل به اهداف اصلی حقوق بشر مندرج در منشور و همچنین بهره گیری از حقوق بشر به عنوان ابزار فشار سیاسی بر علیه کشورهای دیگر و پیشبرد اهداف سیاست خارجی خود استفاده می‌کنند .برای نمونه کشورهای استعماری و بزرگ همواره از تحریم‌ها به عنوان ابزار فشار و پیشبرد اهداف سیاست خارجی خود بهره برده و پاسخگو نبوده‌اند. مثلا سردمداران آمریکادر فضایی از نقض حقوق بشر در ایران سخن می‌گوید که غرب هم راستا با ایالات متحده شکست خورده از تحریم‌های اقتصادی که تامین کننده اهدافشان نبود دست به تحریم‌های سیاسی می‌زند بعبارتی نکته خنده دار ماجرا اینجاست که یک کشور استکباری در حالی ژست دفاع از حقوق بشر میگیرد که خود با وضع ظالمانه ترین تحریم ها علیه ایران و بسیاری از کشورها باعث عدم دسترسی شهروندان و ملتها به بسیاری از امکانات  آزادیها شده و در این مسیر حتی به بیماران ، کودکان و سالخوردگان رحم نمی کند به بیان ساده آمریکا با اعمال تحریم های قلدرمابانه ، خود اولین ناقض حقوق بشر است و خود را پرچمدار حمایت از حقوق بشر نیز می داند. میتوان گفت امروزه حقوق بشر غربی ابزاری برای فشار بر دولتهای مستقل است و استکبار با بهره گیری از غول رسانه ای و تبلیغاتی که در اختیار دارد، کشورهای مستقل به ویژه جمهوری اسلامی ایران را به «نقض حقوق بشر» متهم می کند. آنچه برای ملتهای آگاه عیان است این است که ادعای حقوق بشر و حقوق انسانی تنها ابزاری برای اجرای سیاستهای استعماری _ استکباری غرب و آمریکاست. در موارد متعدد مثل  زندان گوانتانامو و زندان ابوغریب نسل کشی مسلمانان در میانمار و یا کشتار در افغانستان و جنگی که توسط عربستان و امارات و مزدورانشان با چراغ سبز آمریکا در یمن صورت میگیرد همچنین فروش تسلیحات مرگبار به این کشور، حمایت از جریان های تروریستی نظیر داعش و طالبان     رژیم کودک کش و غاصب صهیونیستی سرنگون نمودن  هواپیمای مسافربری ایرباس شرکت هواپیمایی جمهوری اسلامی ایران توسط ناو آمریکایی که منجر به شهادت همه ۲۹۰ مسافر و خدمه آن هواپیما شد ، نسل کشی در ویتنام استفاده از بمب اتم در هیروشیما و ناکازاکی و …نمونه واضح نقض حقوق بشر بوده و  مبیّن نگاه غرب به جامعه بشری و چگونگی رعایت حقوق بشر است لذا حقوق بشر در قاموس دولتهای استکباری غربی، بسان  ابزاری بیش نیست،این یعنی امریکایی ها وقتی بحث حقوق انسان، و یا بحث امنیت و صلح و ثبات را در دنیا مطرح می کنند، همه این ها در دنیا برای آنها جنبه ابزاری دارد، آن جایی که برای آن ها مفید باشد به آن پایبند هستند و اگر مفید نباشد به راحتی از  اصول اخلاقی و حقوق انسانی عدول میکنند.

در بررسی موضوع حقوق بشر از دیدگاه غرب به این نتیجه میرسم که تنها کاری که حقوق بشر غربی انجام می دهد رفع تبعیض به نفع استکبار  است. یعنی ترور عده ای از،شهروندان یک کشور اروپایی دوست آمریکا امری مذمت شده و ناپسند است اما ترور بیش از هفده هزار ایرانی از قبیل زن،کودک، پیر ،جوان، دانشمند و … مهم نیست و سازمان منافقین که یکی ازسازمانهای ناقض حقوق بشر است از لیست تروریسم در آمریکا خارج شده و در عوض ارگانهای رسمی یک کشور و یا جنبشهای آزادی بخش و مدافع حقوق بشر در لیست سازمانهای تروریستی قرار بگیرند لذا در دیدگاه اسلام علاوه بر رفع تبعیض، آنهم بصورت کلی و جهانشمول باید حقوق متناسب با فرهنگ ، آداب و مذهب اقلیت ها هم فراهم گردد. بعبارتی حقوق بشر در اسلام بر پایه صداقت ، عقل و انصاف ، اخلاق و کرامت انسانی توجه به خرد و فطرت و حقیقت و همه ابعاد وجودی انسان استوار است، این حقوق بشر تلفیقی از علم و ایمان و سبب مقابله با ظلم و ستم است و همچنین معتقد است، انسان آفریده الهی است، از روح خداوندی در او دمیده شده،و کرامت انسان ناشی از این انتساب است. پس توجه به اصل تکریم ذاتی انسان در نظام حقوقی اسلام، این حقیقت را تایید می کند که انسان دارای حرمت است و حق دارد در جامعه به طور محترمانه زندگی کند و کسی حق ندارد با گفتار و رفتار خویش حیثیت او را با خطر مواجه سازد.

 

حسین نجفی کارشناس ارشد علوم سیاسی و روابط بین الملل

انتهای پیام/