چهارشنبه ۳۱ شهریور ۱۴۰۰ | سال جهش تولید

میراث فرهنگی بوشهر نام قبرستان «متجاوزین» انگلیس را به «مهاجمین» تغییر داد!

اداره کل میراث فرهنگی و گردشگری استان بوشهر در عملی جالب توجه تابلو قبرستان انگلیس، کشوری که سابقه چهار بار «تجاوز» به استان بوشهر را در پرونده سیاه خود دارد تغییر داده و عنوان آن را از «قبرستان متجاوزین انگلیسی» به «گورستان مهاجمین انگلیسی» تغییر داده است

آخرین اخبار
۱۷ آبان ۱۳۹۶ ساعت ۰۷:۴۲
اشتراک گذاری :
به گزارش سپاس ؛

به گزارش سپاس؛ قبرستان انگلیسی‌ها یکی از امکان تاریخی بندر بوشهر است که در منطقه بهمنی واقع شده است. این قبرستان محل دفن اجساد افسران و سربازان ارتش انگلیس به هنگام تجاوز به خاک ایران در سال‌های پس از 1856 میلادی و جنگ جهانی اول است.

این قبرستان را اداره کل میراث فرهنگی و گردشگری استان بوشهر در سال ۷۹ در لیست آثار ملی ایران قرار داده است هرچند که این مقبره حالا کم‌کم در حال تغییر کاربری به منطقه مسکونی است.

اما آنچه که باعث شد نگارنده چند خطی را روی کاغذ سیاه کند اقدام تامل برانگیز اداره کل میراث فرهنگی و گردشگری استان بوشهر است که در عملی جالب توجه تابلو قبرستان انگلیس، کشوری که سابقه چهار بار «تجاوز» به استان بوشهر را در پرونده سیاه خود دارد تغییر داده و عنوان آن را از «قبرستان متجاوزین انگلیسی» به «گورستان مهاجمین انگلیسی» تغییر داده است، این تغییر نام از «تجاوز به تهاجم» باعث شده تا بار منفی استعمارگری انگلیس را کاهش دهد.

«تجاوز» را در لغت «دست درازی و تخطی کردن» معنا کرده اند، حال آنکه با نگاهی به تاریخ و لشکرکشی چهارباره انگلیس به استان عملاً این کشور استعمارگر علاوه بر تهاجم، با ورود به خاک کشور اقدام تجاوزگرانه ای را مرتکب شده است. اما آنطور که از معنای واژه «تهاجم» بر می آید اصطلاح حمله کردن را در فرهنگ لغت برای آن معنا کرده اند، حال این عمل و اصطلاح(حمله) می تواند بدون ورود به اراضی یک کشور و از راه دور صورت گیرد.

سابقه تجاوز انگلیس به استان بوشهر

تجاوز اول انگلستان به بوشهر

بوشهر، در تاریخ معاصر، که از دوره ی قاجار شروع می شود و تا امروز ادامه می یابد، چهار بار مورد تعرض نیروهای انگلیسی قرار گرفته، که بار اولش در دوران سلطنت محمد شاه قاجار که از سالهای 1250 تا 1264  بر ایران حکومت کرده، بوده است. تهاجم به بوشهر، به دلیل اختلافاتی که بین دولت ایران و انگلستان بر سر مسئله هرات پیش می آید، صورت می گیرد.

 در زمان محمد شاه، ایران اقدام به لشکر کشی به هرات می کند. مسئله این بود که حکمران هرات در حال حرکت به سمت زیر سلطه و سیطره انگلیسیها قرار گرفتن بوده است. علتش هم بر می گشت به اینکه انگلستان برای حفظ منافعش در هندوستان (که در این دوره، مستعمره ی انگلستان محسوب می شود)، بایستی دیواری امنیتی یا به اصطلاح به شکلی، حریمی برای هند ایجاد می کرد که کشورهایی مثل روسیه که مداخلات زیادی در ایران داشتند  و رقیب آن زمان انگلیسی ها بودند، نتوانند وارد منطقه ی نفوذی انگلستان در شبه قاره هند بشوند.

 بنابراین در مسئله هرات وقتی که از طرف نیروهای ایران اقدام به لشکر کشی به هرات می شود، انگلیسی ها بلافاصله برای اعزام نیرو به بوشهر اقدام می کنند.

 انگلیسی ها از سال 1763 میلادی یعنی در زمان کریم خان زند که برای مراودات تجاری و اقتصادی کمپانی هند شرقی آمده بودند در بوشهر حضور اقتصادی پیدا کردند و بعد در سال 1812 میلادی هم نمایندگی سیاسی شان را تأسیس کردند. به هر صورت انگلیسی ها تصمیم می گیرند به بوشهر حمله کنند و نیروهایشان را به جزیره ی خارک می فرستند ولی در همین زمان شخصیتی روحانی به نام شیخ حسن آل عصفور-که از علمای برجسته شیعه هست و الآن آرامگاه ایشان در محله ی شنبدی و در مجلسی آل عصفور می باشد که مسجد جمعه نیز متعلق به این شخصیت هست – علیه انگلیسی ها اعلام جهاد می کند و از باقرخان تنگستانی که شخصیت متنفذی در منطقه تنگستان بوده کمک می خواهد؛ که او با تفنگچی هایش می آید و با انگلیسی ها برخوردی دارد. انگلیسی ها چون می دانند ممکن است تلفات نیرویی داشته باشند، به جزیره خارک عقب نشینی می کنند و بعد که مسئله عقب نشینی نیروهای ایرانی از هرات پیش می آید، انگلیسی ها هم نیروهایشان را فرامی خوانند و به این ترتیب جنگ بین ایران و انگلستان که بر سر مسئله ی هرات با حمله به بوشهر و جزیره خارک شروع شده بود، پایان می پذیرد. اما این مسئله باعث می شود که رقابت و اختلاف بین ایران و انگلستان بر سر مسئله هرات و افغانستان؛ کابل و قندهار همچنان ادامه پیدا کند.

 تجاوز دوم انگلستان به بوشهر

در زمان ناصرالدین شاه که بعد از پدرش به سلطنت می رسد، باز هرات، مسئله ساز می شود و مورد مناقشه بین دولت ایران و انگلستان قرار می گیرد و این بار ناصرالدین شاه از حسام السلطنه که حاکم خراسان بوده، تقاضا می کند که با لشکر زیادی هرات و کابل و قندهار را تصرف کند که این اقدام صورت می گیرد.

این بار انگلیسی ها در اواخر سال1272قمری و اوایل1273 قمری یا 1856 میلادی باز اقدام به اعزام نیرو به بوشهر می کنند ولی خیلی کامل تر و مفصل تر از لشکر کشی قبلی در زمان محمد شاه. یعنی چند ناو انگلیسی می آیند بین منطقه ی هلیله و بندرگاه استقرار پیدا می کنند. از قبل هم جونز(کنسول انگلیس در بوشهر)، تمهیدات لازم را برای پیاده شدن نیروهای انگلیسی در بوشهر فراهم کرده بود. انگلیسی ها با هماهنگی جونز و نقشه ای که وی در اختیار آنها می گذارد اقدام به عملیات نظامی می کنند. ما الآن این نقشه(نقشه ی جونز) را داریم؛ نقاط حساس و کلیدی بوشهر را معرفی کرده، جاهایی که عمق آب بالاست و ناوها می توانند بیایند و از آنجا نیروها را پیاده کنند که فاصله ی زیادی هم با خشکی نداشته باشد را نشان داده که بهترین نقطه همان هلیله یا نزدیک قلعه ریشهر است.

باقرخان تنگستانی

در این زمان متأسفانه شیخ حسن آل عصفور فوت کرده اند. اینجا باز وقتی که سرهنگ باقرخان تنگستانی خبردار می شود که نیروهای انگلیسی دوباره  به خاک ایران تعرض کرده اند، و در صدد اشغال خاک بوشهر هستند، با حدود 400 تفنگچی از تنگستان حرکت می کند و به بوشهر می آید و در قلعه ی ریشهر در مقابل نیروهای انگلیسی قرار می گیرد و جنگ بسیار خونباری بین نیروهای تنگستانی و بوشهری از یک طرف و انگلیسی ها از طرف دیگر اتفاق  می افتد که در این جنگ چند تن از افسران عالی رتبه ی انگلیسی کشته می شوند و در همین جنگ است که پسر سردار باقرخان تنگستانی، به نام شهید احمدخان، که کدخدای اهرم هم بوده و آمده کنار پدرش جنگیده، درست در کنار قلعه ی ریشهر به شهادت می رسد. با همه ی اینها سرهنگ باقرخان در مقابل انگلیسی ها می ایستد و به صورت پارتیزانی می جنگند اما در همین اثنای جنگ، متاسفانه حسنعلی خان دریابیگی که حکمران بوشهر بوده پیام میفرستد به سرهنگ باقرخان که بیا به سمت خلعت پوشان- منطقه داخلی بوشهر- یعنی همین جایی که الآن بسیج مرکزی هست؛ ایشان هم فکر می کند که مشکلی پیش آمده و نیروها را حرکت می دهد و می آید و انگلیسی ها موفق می شوند آن منطقه- یعنی هلیله و بندرگاه- را بگیرند و به سمت نواحی داخلی شبه جزیره ی بوشهر حرکت کنند. وقتی سرهنگ باقر خان پی می برد که این یک فریبی بیشتر نبوده، در مکاتبه ای که هم اکنون سندش موجود هست، به دریابیگی مینویسد: که تو چرا من را خواستی؟ من آنجا ایستاده بودم در مقابل انگلیس ها داشتم مقابله می کردم و اجازه نمی دادم این ها نیروهایشان را پیاده کنند و بیاورند داخل.

به هر صورت اینجا حسنعلی خان دریابیگی متهم شده به خیانت و ایرانی ها در این درگیری شکست می خورند. تلفات سنگینی هم به نیروهای ایرانی و هم انگلیسی وارد می شود. بعد از اشغال بوشهر انگلیسی ها حرکت می کنند به سمت دشتستان و در خوشاب جنگ بسیار خونینی در می گیرد که عکس آن هم موجود است. در رابطه با این جنگ نکته جالبی وجود دارد؛ در منابع تاریخی آمده که نظر سرهنگ باقر خان تنگستانی این است که نباید بصورت منظم(کلاسیک) با انگلیسی ها مقابله کنیم چون آن ها تیربار دارند، امکانات هوائی دارند و ما تلفات سنگینی خواهیم داد. ولی کسی حرفش را گوش نمی گیرد و متأسفانه در خوشاب تلفات ایرانی ها خیلی زیاد است. در همین زمان بارندگی خیلی شدیدی اتفاق می افتد که انگلیسی ها عقب نشینی می کنند. فرمانده ی وقت انگلیسی ها شخصی است به نام "اُترام" که بعد از "اِستاکر" آمده و فرماندهی انگلیسیها در خوشاب هم با همین اترام است. پس از اینکه اترام با نیروهایش به خرمشهر و محمره می روند در خرمشهر هم جنگ خونینی اتفاق می افتد که ایرانی ها شکست می خورند. اینجاست که ناصرالدین شاه متوجه می شود که باید صلح پاریس را بپذیرد. در سال 1857 میلادی یا همان 1273 قمری، عهدنامه ی صلح پاریس بین ایران و انگلستان بسته می شود و انگلستان برای همیشه افغانستان ایران را از ایران جدا می کند.

تجاوز سوم انگلستان به بوشهر

سومین لشکر کشی به ایران در جریان انقلاب مشروطه اتفاق می افتد. عملکرد انگلیسی ها در ارتباط با مشروطیت در بوشهر با تهران فرق می کند. سید مرتضی مجتهد اهرمی مشهور به علم الهدی، که از روحانیون طراز اول آن زمان و در محله کوتی بوشهر و در کنار عمارت امیریه ساکن بوده است، در جریان مشروطه به فتوای آیت الله آخوند خراسانی و به توصیه ی آیت الله سید عبدالحسین لاری(رهبر مذهبی منطقه ی فارس) قیام می کند. وقتی محمدعلی شاه قاجار مجلس را به توپ می بندد و آزادی خواهان را قتل عام می کند، در سراسر ایران یک سکوت مرگباری حاکم می گردد. آخوند خراسانی به علمای سراسر ایران از جمله به شاگردش سید مرتضی اهرمی فتوائی می دهند و فرمان می دهند که شما سعی کنید مراکز حکومتی را از دست نیروهای دولتی بیرون بیاورید و اختیارش را خودتان به دست بگیرید که سید مرتضی تمکین و اطاعت می کند و با کمک تفنگچی های رئیسعلی دلواری، بوشهر را از دست نیروهای استبدادی خارج می کند. این حادثه نشان می دهد که شهید دلواری قبل از جنگ جهانی اول هم به خاطر آن درایت و بینشی که داشته، وقتی که سید مرتضی از ایشان کمک می خواهد، با تفنگچی هایش به بوشهر می آید و دو ماه، بوشهر در اختیار سید مرتضی و تفنگچیان رئیسعلی قرار می گیرد. البته اسنادی هست که نشان می دهد زائر خضرخان اهرمی، رئیس عبدالحسن دشتی(رزمی) و خالو حسین دشتی و خیلی از مبارزین دیگر نیز در تصرف بوشهر نقش دارند.

 

آیت الله علم الهدی اهرمی

انگلیسی ها وقتی که احساس می کنند گمرک که از طرف مظفرالدین شاه در رهن انگلیسی ها گذاشته شده بود، درآمدش متوقف شده و در اختیار مشروطه خواهان قرار گرفته، شروع می کنند به کار شکنی و توطئه علیه سید مرتضی. مثلا عمال انگلیس و نیروهای احمد خان دریابیگی، بازار را غارت می کنند و می گویند این کار تفنگچی های سید مرتضی است. سید مرتضی بعد ها در نامه هائی که برای آخوند خراسانی می نویسد، مستند می گوید که اگر شما حرف من را باور ندارید، از کنسول روس یا ارامنه ی ساکن بوشهر سوال کنید؛ این ها توطئه هائی بود که علیه ما می شد و سربازان ما نبودند که بازار را غارت کردند. علی ای حال، انگلیسی ها، شهر را ناامن می کنند و با این بهانه که اتباع بیگانه جانشان در خطر است، ناوی به نام فاکس از هند عازم بوشهر می شود، می آید و صد تفنگچی سازمان یافته پیاده می کند و در درگیری ای که پیش می آید 4 تا 5 نفر از نیروهای شهید رئیسعلی دلواری به شهادت می رسند و بعد از مقاومت محدودی که اتفاق میفتد، رئیسعلی دلواری عقب نشینی می کند به سمت دلوار و بوشهر به تصرف نیروهای انگلیسی در می آید.

همانطور که در کتاب "سید مرتضی و مشروطه ی جنوب ایران" هم مفصلا صحبت کردم، سید مرتضی را اول با تحریم و محاصره ی اقتصادی تحت فشار قرار می دهند و بعد به مدت 18 روز به کشتی مظفری می فرستند و آنجا تحت نظر هست و بعد هم به بصره تبعیدش می کنند که بعدا به نجف می رود. بیش از یک سال آنجا ماندگار شده و با آخوند خراسانی مکاتباتی می کند. آخوند که متوجه حقانیت سید مرتضی و ظلمی که در حقش رفته می شود، از وزارت داخله عزل احمدخان دریابیگی – که در ماجرای تبعید سید مرتضی اهرمی و ظلم و ستمی که در حقش شده بود، نقش اساسی داشت-  را مطالبه می کند؛ که این کار انجام می شود و در حالی که سید هنوز در بین راه است احمد خان دریابیگی از حکومت عزل می شود و موقرالدوله حکمران می گردد. سید مرتضی برمی گردد و قضیه ختم می شود. اگر زمان را در نظر بگیرید، این اتفاق در 1330 قمری صورت می گیرد. دو سال بعد جنگ جهانی اول اتفاق می افتد.

تجاوز چهارم انگلستان به بوشهر

 جنگ جهانی اول همزمان است با هجوم چهارم انگلیسی ها به بوشهر. ایران در جنگ جهانی اول اعلام بی طرفی کرد. مستوفی الممالک که نخست وزیر وقت بود به دولت های متحد و متفق یعنی دولت هائی که در رأسشان یا انگلستان بود یا آلمان، اعلام کرد که ما در جنگ جهانی اول بی طرفیم، هر چند ایرانی ها تمایل داشتند که به آلمان ها علیه انگلیسی ها کمک کنند. رویکرد منفی انگلیسی ها در جریانی مثل مشروطه و رفتاری که با بزرگانی مثل سید مرتضی و دیگر مشروطه خواهان بوشهری داشتند، همه چیز را علیه انگلیسی ها آماده کرده بود.

وقتی که جنگ جهانی اول شروع شد، تحولاتی سریع اتفاق افتاد. یکی از آن ها این بود که کشور عثمانی که اول یک کشور بی طرف بود، وارد جنگ شد. عثمانی یک کشور مسلمان بود و علمای اسلام هم که در نجف و کربلا و سامرا بودند، به طرفداری عثمانی که یک کشور مسلمان بود، فتوا دادند. علمای ایران هم به تبعیت از علمای عراق خواستار این شدند که اگر ایرانی ها می خواهند موضع گیری کنند باید به طرفداری آلمان(متحد عثمانی) و علیه انگلستان باشد.

در این اوضاع و احوال می بینیم بی طرفی ایران نقض می شود، که اولین نمود این نقض بی طرفی، در بوشهر محقق می گردد. در این شرایط، موضع گیری مخالف با انگلستان، در وجود شخصی متجلی و متبلور می شود به نام رئیسعلی دلواری که بعد ایشان الگوئی می شوند برای همه ی کسانی که می خواستند- با این استعمارگری که آمده و در واقع با بهانه های مختلف سعی می کند جنوب ایران را تحت سیطره ی خودش در بیاورد- مقابله کنند.

به هر حال این اقدام اداره کل میراث فرهنگی و گردشگری استان بوشهر در تغییر تابلو قبرستان از «متجاوزین به مهاجمین» چه عمدی و چه سهوی باعث نگرانی ها و رنجش مردمی شده است که هنوز هم خاطرات تلخ تجاوز انگلیس به این استان و شهادت هم وطنان خود را در ذهن خود حک کرده اند. گورستان حاضر (گورستان انگلیسی ها)، آرامگاه ابدی همان نظامیان و سربازان غریب مرگ شده انگلیسی ها است که قربانی خوی و خصلت سلطه جویانه حاکمان خود شدند و این چنین گمنام و دور از وطن تبدیل به یکی از صدها سند جوانمردی های اهالی جنوب ایران گردیدند.

شایسته است اداره کل میراث فرهنگی و گردشگری استان بوشهر با بررسی این موضوع نسبت به تغییر عنوان این تابلو اقدام کند./گام نیوز

 


هیچ کامنتی برای نمایش وجود ندارد !