دوشنبه ۰۳ آذر ۱۳۹۹ | سال جهش تولید

مادر معتاد= است با ایجاد نسلی معتاد

خانواده نهادی مقدس و هسته نخستین جامعه در انتقال فرهنگ، اخلاق، اندیشه و عواطف انسانی از نسلی به نسل دیگر است و مادر معتاد، به عنوان رکن اصلی خانواده نمی‌توان نقش مادری خود را به درستی ایفا نماید، در نتیجه خانواده فرو می‌پاشد و نسلی معتاد پرورش داده می‌شود.

آخرین اخبار
۰۶ شهریور ۱۳۹۵ ساعت ۱۱:۱۹
اشتراک گذاری :
به گزارش سپاس ؛

به گزارش "سپاس"، خانواده نهادی مقدس و هسته نخستین جامعه و از عوامل اصلی انتقال فرهنگ، اندیشه،اخلاق،سنت و عواطف از نسلی به نسل دیگر است. در این میان بیشترین سهم تربیت و تأثیرپذیری بر فرزندان از آن مادران است. زیرا مادر از ابتدایی ترین مراحل پیدایش به عنوان مربی همراه انسان است. نقش مادری، مهارتی است همراه با مبانی دقیق که در وجود زن نهاده شده که غفلت و اشتباه در آن موجب فساد و تباهی جامعه و مراقبت از آن ، جامعه ای خیرخواه و متکامل پدید می آورد . مادری، فضیلتی ملکوتی است ناشی از عالم قدس که در وجود انسان خاکی تجلی می کند و در آن صداقت، مهر و صفا به عالی ترین درجه خود می رسد و در راه خیر و سعادت فرزند صرف می شود.

گام نیوز نوشت: اما حقیقت تلخی که در کشور و شهرمان رو به فزونی است، تعداد بی شماری از مادران جامعه است که در دام اعتیاد گرفتار شده اند.اعتیاد از جمله مسائلی است که به عنوان یک فاجعه، قربانیان زیادی از جوامع بشری از جمله کشور ما گرفته است. یک فرد معتاد علاوه بر اینکه نیروی جسمانی و عقلانی خود را بر اثر مواد مخدر از دست داده و در خدمت جامعه نیست، قسمتی از امکانات اقتصادی خود را که می توانست در راه سازنده تری مصرف گردد، از دست می دهد. شناسایی این پدیده در میان زنان،  بیشتر ما را به تعجب وا میدارد که زنی که می تواند در ساختن شخصیت بزرگترین مردان جهان نقش تعیین کننده ای داشته باشد یا مادری که می تواند با دمیدن روحیه و منش والا در فرزندش به اعتلای او کمک کند و یا همسری که می تواند در بالارفتن مقام شوهرش تأثیر فوق العاده ای داشته باشد، چرا باید آلوده بلای خانمانسوز اعتیاد شود و خط بطلان بکشد بر همه نقش های مهمی که می تواند ایفا کند. بیتردید اعتیاد یک خانم، به ویژه اگر یک مادر باشد، موجب میشود که دایما به فکر رفع نیازها و وابستگیهای جسمانی و روانی خود باشد و نتواند وظایف مادری خود را به خوبی انجام دهد.

فرزندان این خانواده از ابراز احساسات و عواطف مادری محروم می‌شوند. همچنین به جهت ارتباط مستمر مادر با فرزندان، میزان اثرگذاری او بر افکار، اخلاق و رفتار فرزندان بیش از پدر است. اگر درخانواده‌ای پدر معتاد باشد و مادر خانواده سالم، به‌ هرحال این مادر می‌تواند با راهکارهایی فرزندانش را از بسیاری از تبعات اعتیاد پدر دور نگه دارد و با راه‌حل‌های مادرانه خویش مانع از ارتباط فرزندان با اعتیاد پدر شود. اما اگر مادر خانواده ای معتاد باشد، تمام مسائل خانواده را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد و مدیریت خانه و خانواده به خطر جدی می‌افتد.

اعتیاد زنان در هر جامعه‌ای بیشتر شود، آن جامعه آسیب‌های بیشتری می‌بیند. برای دختران جوان معتاد هم موانع ادامه تحصیل و مشکلات پیدا کردن شغل و همسر مناسب پدید می‌آید. بنابراین تأثیرات منفی اعتیاد مادر بر دختران، مضاعف است.

یکی از آرزوهای هر خانواده، داشتن فرزندان سالم و تندرست است، از اینرو والدین تمام توان خود را برای دسترسی به این مطلوب به کار میگیرند. اما مادران معتاد در دوران بارداری، فرزندی را معتاد و ناقص می‌کند و با دست خودشان فرزندانی معتاد و بیمار تحویل جامعه میدهند.

در خانوادهای که مادرمعتاد باشد، فرزندان آن خانواده براساس ارزشها و هنجارهای موجود در جامعه پرورش نمی‌یابند. در حقیقت اگر در بحث اعتیاد مردان، یک فرد از جامعه مورد بحث است اما در بحث اعتیاد زنان، این آسیب‌دیدگی به چندین نفر کشانده شده و موجب تباهی خانواده ای می‌شود.

حال اینکه چگونه زنان دچار چنین ناهنجاری اجتماعی می شوند می تواند دلایل بسیاری داشته باشد. اکثر زنان توسط یک مرد به اعتیاد کشیده می‌شوند و حتی در الگوی مصرف و سوءمصرف هم از آنان تبعیت می‌کنند و با انگیزه همراهی با همسران یا با فشار یکی از مردان خانواده و با هدف همسوشدن با انگیزه‌های منفعت‌جویانه مردان معتاد درگیر اعتیاد می‌شوند.

یکی دیگر از مواردی که باعث پدیده شوم اعتیاد در زنان شده است عدم آگاهی از عواقب مصرف قرص‌هایی است که برای لاغری خورده استفاده می شوند. به عنوان مثال؛ آمفتامین که پایه اساسی ماده مخرب «شیشه» است، به داروها و قرص‌های لاغری اضافه می‌شودکه موج نوی اعتیاد کشور است. خیلی‌ها از خانم ها فکر می‌کنند با خوردن این نوع قرق فقط تناسب اندام پیدا می‌کنند، اما غافل از اینکه این قرص های لاغری به قیمت تباهی و گرفتار شدن آنان در دام اعتیاد می انجامد.

بخش دیگری از اعتیاد به دلیل فشارهای عصبی و روحی و رهایی از استرس است که افراد فکر می‌کنند استفاده از مخدرها آنها را آرام می‌کند و تنش‌هایشان را می‌کاهد.

برخی دیگر هم هستند که حتی به اعتیادآوربودن این مواد آگاهی دارند اما پیش خودشان می‌گویند که من فرق دارم و قوی هستم و هیچ‌ وقت مانند سایرین گرفتار اعتیاد نمی‌شوم.

خانواده و اجتماع رابطه دوسویه دارند یعنی ممکن است هم زنان در خانواده به سوی اعتیاد سوق پیداکنند و هم در جامعه و به همین علت درواقع مشکلات و آسیب‌های اجتماعی هم در خانواده و هم در اجتماع افزایش یافته است.

یکی از کارکردهای خانواده، رضایت زناشویی است. در صورت فقدان این رضایت ممکن است زن به اعتیاد سوق پیدا کند. فروپاشی خانواده به معنای نبود ارتباط عاطفی بین زن و مرد و وقوع طلاق عاطفی است.

ازدواج‌های اجباری نیز موجب می‌شود که دختران به جای محبت نسبت به همسر خود احساس تنفر کنند و در نتیجه جذب گروه‌های منحرف و دچار اعتیاد شود تا به این ترتیب ناراحتی‌های روحی و روانی خود را کاهش دهند و یا خلأهای جنسی و زناشویی خود را جبران کنند.

 فقر و رفاه بیش از حد نیز در زمینه اعتیاد مهم است. اعتیاد زنان می‌تواند پیامد فردی داشته باشد. زن معتاد ممکن است دچار مشکلات روحی و روانی و بیماری‌های جسمی ازجمله جنسی شود. علاوه بر آن به افسردگی مبتلا شود و حتی خودکشی کند. از سوی دیگر زن معتاد نمی‌تواند به درستی نقش مادری خود را ایفا کند. در نتیجه خانواده فرو می‌پاشد و نسل معتاد پرورش داده می‌شود. اعتیاد آنان موجب کاهش فرصت ازدواج دختران زنان معتاد می‌شود، چون زنان معتاد از خانواده طرد می‌شوند.

ارائه چند راهکار

رسانه‌ها در این زمینه نقش مهمی می‌توانند ایفا کنند. آنان باید به پیشگیری و درمان توجه کنند. تقویت باورها و ارزش‌های دینی و اخلاقی در جامعه، ترویج شیوه‌های انتخاب همسر مناسب و جلوگیری از شرکت دختران در مهمانی‌های شبانه و تشویق دوستی آنان با انسان‌های صالح، برخی از راهکارهای پیشگیری از اعتیاد است.

انگ ضعف اخلاقی، بدترین انگی است که به یک زن می‌توان زد. این فرد بیمار است نه مجرم. با انگ‌زنی، زن معتاد از زندگی ناامید می‌شود، این در حالی است که زن معتاد قطعا نیاز به کسب قدرت مجدد و زنده‌شدن مسئولیت شخصی دارد تا بتواند به پیامدهای مختلف اعتیاد خود آگاه شود و در مسیر بهبودی گام بردارد. با نجات یک زن از دام اعتیاد، خانواده و جامعه نجات می‌یابد. خشونت جسمی و رفتاری علیه زنان معتاد درست نیست و کمک خانواده و جامعه برای نجات او موثر است.

با نظر به نقش زنان در تعلیم و تربیت فرزندان و نقش کلیدی شان در خانواده، ضروری است به وضعیت نابهنجار انها در دوره اعتیاد و مراحل ترکشان توجه شود و راهکارهایی برای شناسایی مشکلات و دلایل اعتیادشان استخراج شود.

درخصوص بحث اعتیاد زنان مشکل عمده ای که وجود دارد مراقبت‌های حین ترک مواد و دوران پس از آن است. کمپ‌هایی که زنان را نگهداری می‌کنند، به جز چند مرکز محدود، زنان را به مدت محدود نگهداری می‌کنند و بعد از ترک هم ارتباطشان را فرد قطع می‌کنند. این زن ممکن است با کمترین فشار عاطفی، میل به اعتیاد را دوباره درخود ‌بیند.

اعتیاد ضررهای بی‌شماری دارد اما بسیاری، آن را به مثابه مسکنی برای آرامش گرفتن می‌بینند، و این باعث می‌شود که انگیزه تجربه مجدد در آنها تقویت شود. اعتیاد مانند طلاق می‌ماند؛ وقتی یک‌بار برای فرد اتفاق بیفتد، در دفعات بعدی آسان‌تر انجام می‌شود و خیلی از مسائل منطقی برای عدم اتفاق افتادن آن از بین می‌رود. بنابراین لازم است بعد از ترک هم همچنان روانشناسان و مددکاران به کمک فرد آیند و مراقبت‌های بعد از مرحله ترک هم همچنان انجام گیرد.

خلاصه اینکه مقوله اعتیاد بسیار پیچیده و نیازمند کمک سازمان‌ها و افراد مختلف به فردی است که می‌خواهد اعتیاد را کنار بگذارد.فرهنگ‌سازی و آگاه‌سازی درباره زمینه‌های موثر بر اعتیاد از اهمیت زیادی برخوردار است، علاوه بر آن لازم است زنان معتاد را آموزش دهیم. بیشتر زنان خانه‌دار اوقات فراغت زیادی دارند و رادیو و تلویزیون می‌تواند در زمینه غنی‌سازی اوقات فراغت آنان عملکرد موثری داشته باشد. این درحالی است که برخی زنان با همنشینی دوستان نامناسب به اعتیاد گرایش پیدا می‌کنند.‌

سیگار و قلیان دروازه اعتیاد است و برخی زنان به‌طور دسته‌جمعی قلیان می‌کشند. در این شرایط می‌توانیم قلیان را جمع کنیم و یا هزینه تامین سیگار را بالا ببریم؛ علاوه بر آن ورود موادمخدر به کشور را بیشتر کنترل کنیم. این در حالی است که اکنون قرص‌های روانگردان مثل آسپیرین در دسترس است و تمام اینها از عوامل ابتلای زنان به اعتیاد محسوب می‌شود. علاو بر آن عزم و اراده سیاسی برای بستن مرزها و جلوگیری از تولید و انتقال مواد به داخل کشور است راهگشا است. از طرفی دیگر بحث آگاهی و اطلاع‌رسانی به افراد خیلی مهم است تا بعث شود که دیگر مافیای موادمخدر نتواند به بهانه‌های تقویت حافظه و لاغری و غیره موادمخدر را به فروش رسانند. تقویت NGOها و سازمان‌های مردم‌نهاد هم راهکاری دیگر است که در راستای ریشه‌کن کردن اعتیاد میتواند تاثیر گذار باشد.

 

یادداشت از: آرزو زارع عسکری

 


هیچ کامنتی برای نمایش وجود ندارد !