سه شنبه ۲۵ خرداد ۱۴۰۰ | سال جهش تولید

از فتنه دیروز تا کودتای امروز

از قضاوت و ارزيابي طيف هاي گوناگون سياسي و حتي اجتماعي کشورمان نسبت به حادثه کودتا در ترکيه بي اطلاع نيستيم؛تا آنجا که من بررسي کردم ناظران بيروني از جمله در ايران،کودتا را تقبيح کردند و محکوم و صرف نظر از اينکه زمينه ها و ريشه هاي کودتا چه بوده و سهم اشتباهات و خطاهاي بخش هاي مختلف حاکميتي ترکيه در ماجراي پيش آمده چه ميزان بوده است به مذمت مسببين و عاملين کودتا پرداختند.

آخرین اخبار
۰۵ مرداد ۱۳۹۵ ساعت ۱۱:۲۶
اشتراک گذاری :
به گزارش سپاس ؛

به گزارش "سپاس"، عزیر غضنفری؛ این روزها که نظرات و تحلیل ها ، درگیر چیستی و چرایی کودتای نافرجام ترکیه است به ذهنم رسید که افکار حقیقت بین را متوجه یک رخداد پرماجرای سال های اخیر کشورمان که عوارض ناشی از آن تا همین حالا نیز ادامه پیدا کرده بکنم.چه می دانیم؛شاید از این منظر نگریستن بر این ماجرا، راهی باشد برای کمک به دریافتی صحیح از واقعیتی که هنوز برخی از فهم اصل حقیقت آن ر ویداد ناتوان مانده اند.

از قضاوت و ارزیابی طیف های گوناگون سیاسی و حتی اجتماعی کشورمان نسبت به حادثه کودتا در ترکیه بی اطلاع نیستیم؛تا آنجا که من بررسی کردم ناظران بیرونی از جمله در ایران،کودتا را تقبیح کردند و محکوم و صرف نظر از اینکه زمینه ها و ریشه های کودتا چه بوده و سهم اشتباهات و خطاهای بخش های مختلف حاکمیتی ترکیه در ماجرای پیش آمده چه میزان بوده است به مذمت مسببین و عاملین کودتا پرداختند.

البته این موضع به گمان من کاملا درست است و دقیق؛استدلال اساسی نیز این است که کودتا ، شورش و نافرمانی های غیرقانونی ،دموکراسی،عقلانیت و هنجارهای ارزشی را ضایع و تباه می سازد؛پیشرفت و توسعه را مختل می کند و در ضمن امنیت جانی و روانی مردم را نیز به مخاطره می افکند.استدلال دیگر این است که رایج شدن شورش و کودتا و اغتشاش،حاکمیت قانون و اراده عمومی را  برای حل مسائل سیاسی و اجتماعی با چالش و ابهام مواجه می سازد.با این وصف در روزهای گذشته کسی نبوده است که درباره محکوم کردن کودتا در کشور همسایه مان دچار تردید و عدم صراحت در اظهار موضع شده باشد و روش کودتا و بانیان و حامیان آن را به باد انتقاد نگرفته باشد.

تا این جا قضیه روشن است ؛ اما از این جا به بعد قدری انصاف می خواهیم وبه همان میزان تعصب را باید دور نگه داشت ؛ تا شاید به نتیجه برسیم .با مقدمه ای که آوردیم آیا بین کودتای نافرجام نظامیان ترکیه علیه نظام حاکم و شورش "مدعیان تقلب در انتخابات" در سال۸۸ علیه جمهوریت و رای مردم تفاوتی وجود دارد؟!  آیا هر دوی آنها دموکراسی و مردم سالاری را ضایع نساخت؟!آیا می توان بین عوامل کودتای ترکیه با بانیان و سران اغتشاشات سال۸۸ در ایران ،که کشورمان را به لبه پرتگاه و بحران بردند فرقی متصور شد؟!اما باز به گمان من حجم توطئه  طراحی شده در فتنه سال۸۸ و پیچیدگی آن نسبت به کودتای ترکیه به مراتب بیشتر است؛ضمن اینکه کودتای ارتش ترکیه از زمانی که آغاز شد تا زمانی که روند آن معکوس شد بیشتر از چند ساعت طول نکشید؛اما از یاد نبرده ایم که اغتشاشات سال۸۸ و هنجارشکنی ها و تجاوز به مردم سالاری ،ساختارها و ارزش ها هشت ماه به طول انجامید.البته خسارت های حیثیتی و بین المللی فتنه۸۸معمولا کمتر به چشم می آید اما تبعات و پیامدهای تهاجم به نظام و ساختارهای قانونی و تلاش برای ایجاد شکاف سیاسی از سوی بخشی از جریان اصلاح طلبی تا سال ها ادامه دارد و به این زودی ها آثارش برطرف نخواهد شد.

و همچنان این سوال برای ما باقی است کسانی در داخل کشور که برای امنیت،دموکراسی و نظام سیاسی مستقر در ترکیه دلشان سوخت و موضع گیری درست و بهنگام از خود نشان دادند چرا برای امنیت،مردم سالاری و انتخابات مردم  درایران کک‌شان نگزید،که نه  تنها نگزید ؛  بلکه آتش بیار معرکه شدند و با مواضع منفی یا سکوت خود بر آتش افروخته شده نیز دمیدند.

حقیقتا این مسئله کماکان وجود دارد که این چه تعصبی است و چه حقد و عقده ای است که جماعتی هنوز حاضر نیستند در قضایای سال۸۸ بین طرفداری از «قانون کشور و انتخاب مردم» با «شورش و اغتشاش» گزینه اول را برگزینند؟واقعا این انتخاب سخت است یا منفعت های جناحی و حزبی راه تفکر و عقلانیت را بر برخی کنشگران سیاسی اصلاح طلب، مسدود کرده است.  ابهام دیگری که قابل طرح است این است که این چه مرام و مسلکی است و این چه اصلاح طلبی است که خروجی یک سیستم انتخاباتی و رای مردم در سال های۷۶،۸۰ و۹۲ واجد تکریم و اعتبار تلقی می شود و در مقاطعی که نتیجه رای مردم بر خلاف میل‌شان رقم می خورد، رای مردم  به تمسخر گرفته می شود و سیستم انتخابات را فاقد کارایی و نامشروع می دانند! و به همین هم بسنده نمی کنند و فرمان به آشوب و اغتشاش

می دهند،بلکه بتوانند در کف خیابان و از طریق آشوب و نافرمانی نتیجه صحنه را به نفع خود تغییر دهند.باز به مسئله  و حرف اول‌مان در این نوشته برگردیم؛این متن کوتاه  خواست بگوید بین «کودتای ارتش ترکیه علیه نظام حاکم» با « شورش  برخی سران اصلاح طلب در ایران سال۸۸» تفاوتی وجود ندارد و هر دوی آنها دموکراسی و مردم سالاری و حیثیت ملی و سیاسی ترکیه و ایران را خدشه دار کرد و خسارت های فراوان ملی و بین المللی را برای نظام و مردمشان به جای گذاشته است و بانیان و بازی خوردگان این دو واقعه یقینا در منظر دادگاه تاریخ مجرمند و محکوم./انتهای پیام


هیچ کامنتی برای نمایش وجود ندارد !