1397/6/11 :: 9:39
لینک خبر چاپ خبر ارسال خبر
وطن درچمدان

بررسی ریشه فرهنگی اختلاس

بررسی ریشه فرهنگی اختلاس

در اخبار درباره اختلاس در کشور مطلع می‌شویم. کسانی که پول هنگفتی از بیت‌المال محرومان و مظلومان به جیب زده و بعضاً ب خارج گریخته‌اند.

به گزارش سپاس؛ محمود آوینی جامع شناس در مطلب ارسالی به سپاس نوشت: این مختلسان که اخیراً با پسوند «گر» متصف شده و «اختلاس‌گر» می‌نامندشان، از زوایای مختلفی قابل تحلیل‌اند که تحلیل این یاداشت، نه قانونی که از نگاه جرم و بزه بررسی کند و نه اقتصادی است که از لحاظ ضرر و زیان ب اقتصاد مملکت بررسی کند. بلکه از زاویه وطن دوستی و هویتی در صدد چرایی این پدیده شوم است.

دزدی و اختلاس در چه ریشه دارند؟ سیاست آشفته؟ اقتصاد بهم ریخته؟ قوانین نارسا؟ و یا فرهنگ؟ و شاید همه‌ی این عوامل دخیل اند؟؟

البته عوامل متعددی موجود است اما آنچه اساساً، مبناست، فرهنگ است ک دیگر عوامل را متأثر ساخته.

وطندرچمدان لقب عده‌ای از منورالفکرانی بود که در عهد قاجاری و پس از جلای وطن، متوجه شدند که کشوری به نام «ایران» می‌توانسته است بروی نقشه جغرافیا وجود داشته باشد.

پس از آن در هنگامه تبعید رضا میرپنج (شهریور بیست) در ادبیات سیاسی رایج شد و کاملترین مصداقش پس از کودتای مرداد سی و دو و بازگشت محمدرضا از ایتالیا و بخصوص گران شدن نفت در اوایل دهه پنجاه، قوت گرفت.

در این دوره که ارتباط با خارج گسترش یافت و تصویری بهشت‌گونه از غرب متجدد ارائه می‌شد، ابتدا کارگزاران حکومتی و ابنائشان، تازه ب دوران رسیده‌ها و سپس تمامی غرب‌زدگان را تحت شعاع مغناطیس خود قرار داد. و مانور اشرافیت، برندنمایی، مارک‌پوشی، لوکس سواری، و ... سکه رایج شد. و از اینجا «پول» جای وطن و هرنوع ایدئولوژی و معنویتی را گرفت و راه‌گشای هر دلبخواهی‌ای معرفی شد.

مصداق امروزش، روحیه‌ی کاروانی و احساس موقتی است ک در دولت پیر و خسته شاهدیم و به هر چیزی، نگاه کوتاه مدت دارد. وزرای میلیاردی با دختران مظلومشان، یکی قاچاق پوشاک، دیگری دارو، سومی پیمانکاری راه‌آهن و پسران لاکچری با تابعیت های مضاعف، تداعی‌گر بی‌تابعیّتانی است که همیشه در سفر هستند و وطن در چمدان. این گزارش‌هایی که وزارت اطلاعات و مجلس و دیگر نهادها از مدیران دوتابعیتی منتشر کرده‌اند، گویای فرهنگ بی‌شرفی و وطن در چمدان است که این دولت، نماینده آن محسوب می‌شود.

کشور زمانی می تواند در مسیر پیشرفت حرکت کند که مردم بدانند چ چیزهایی را قدر بگذارند و ارزشهایشان را بزرگ دارند. اگر مردم، کشورشانْ ایران را نشناسند، نخواهند توانست به آن دلبستگی پیدا کنند و ارزشی قائل شوند. وقتی اینچنین شد، دوپاسپورته‌ها (دولتیان چندتابعیتی) به آن به چشم یک کانون ثروت‌اندوزی نگاه میکنند و نه بیشتر. کانونی که «تا توانی بخور به رانت خویش». شعار اینان در همیشه تاریخ این بوده است:

وطن آنجاست کازاری نباشد//کسی را با کسی کاری نباشد

یک کشور بدون احساس همبستگی و مسئولیت اجتماعی، نمی‌تواند بر سرِ پا بماند، پس بیاییم با وحدت همه‌ی ایران‌دوستان و دلسوزان، ایران و انقلاب را در این ظلمات جهانی، ب پیش ببریم و حیات ملی را در پرتو تمدن نوین اسلامی رقم زنیم./انتهای پیام

ثبت نظر

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط "مدیریت سپاس" در وب سایت منتشر خواهد شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد
  • نظرات

    هیچ نظری در مورد این خبر تاکنون ثبت نشده است.

    آخرین اخبار استان