1397/4/19 :: 7:28
لینک خبر چاپ خبر ارسال خبر
تحلیل گر سیاسی مطرح کرد؛

اقتصاد مقاومتی به سبک کریم‌خان زند

اقتصاد مقاومتی به سبک کریم‌خان زند

کریم‌خان از رهبران ایرانی بود که دوستدار کشور و مردمش بود او توجه خاصی به خودکفایی و مصرف کالاهای داخلی داشت داستانی که از وی نقل می‌شود بیانگر نوع نگاه او نسبت به مصرف کالای خارجی است.

به گزارش سپاس؛ نصرالله شفیعی تحلیل گر مسائل سیاسی در مطلب ارسالی به سپاس نوشت: سال‌هاست که مقام معظم رهبری شاه‌کلید برون‌رفت اقتصاد ایران را از وابستگی و مشکلات موجود، تکیه‌بر تولید داخلی و خرید کالای ایرانی می¬دانند. آن‌قدر مقام معظم رهبری روی این موضوع تکیه کرده اند که مطلب برای همگان روشن گرویده و حجت بر مردم و مسئولان تمام‌شده است.

ملتی به پیشرفت و سرافرازی می‌رسد که تکیه‌گاه او ابتکارات و خلاقیت‌ها و توانمندی‌های خودش باشد، این‌یک اصل است که مردمِ مصرف‌کننده و آن¬ها دستشان در جیب خود و نگاهشان به کالای بیگانگان است هیچ‌وقت به سروری و شکوه و پیشرفت دست پیدا نمی‌کنند.

همه‌ مقررات آن ها به کشورهای تولیدکننده‌ای برمی گردد که اجناس خود را به کشورهای مصرف‌کننده صادر می¬کنند. تولید داخلی علاوه بر آنکه موجب رونق اقتصاد و نفی وابستگی و افزایش اشتغال می‌شود نقش مهمی در ایجاد خودباوری و عزت ملی و ارتقاء جایگاه یک ملت در سطح بین‌المللی هم می شود.

چه بخواهیم و چه نخواهیم ملت های تولیدکننده عزیز هستند و ملت¬های مصرف‌کننده حقیر، آن‌کس که می‌آفریند قدرتمند است و آن‌کس که مصرف‌کننده این تولیدهاست زیردست و درنهایت تسلیم.

ملت‌های مصرف‌کننده نه جایگاهی در سطح بین‌المللی دارند، نه اراده‌شان و تصمیمشان تأثیرگذار، آن ا علاوه بر آنکه در مصرف کالا ریزه‌خوار سفره‌ی دیگران هستند، جایگاهشان در تنظیم قوانین و مقررات سازمان ها و معاهده¬های بین‌المللی نیز ناچیزاست. به عبارتی ملت¬های مصرف‌کننده، هم مصرف‌کننده کالاهای مادی هستند هم مصرف‌کننده تراوش‌های فکری و سیاسی و فرهنگی قدرت¬های برتر و تولیدکننده. اگر به این نگاه دست پیدا کنیم که مصرف فلان جنس آمریکایی یا ژاپنی یا آلمانی و فرانسوی هرچند دارای بهترین کیفیت باشند نه‌تنها موجب افتخار نیستند بلکه موجب تحقیر نیز می-شوند، هیچ‌وقت تمایلی به خرید کالاهای خارجی پیدا نمی¬کردیم تا چه رسد که به داشتن آن کالاها فخر هم بفروشیم.

شما در نظر بگیرد وقتی آمریکایی ها یا اروپایی ها می بینند که ما این‌قدر نسبت به مصرف کالاهای آنها حرص و ولع داریم و به داشتن آن کالاها افتخار میکنیم چه احساسی در آنها نسبت به ما ایجاد می-شود؟ آیا جز احساس برتری در خودشان و ضعف و ناتوانی در ما چیزی دیگری خواهد بود؟!

این را در سایر موارد حتی نمادهای فرهنگی و سیاسی نیز می‌توان دریافت.

به‌عنوان‌مثال کراوات محصولی وارداتی از فرهنگ غرب است. وقتی ما شرقی‌ها آن را می پوشیم آنها نسبت به ما چه احساسی خواهند داشت؟ شاید براثر کثرت استفاده از این نماد غربی تصور کنیم هیچ اتفاقی نمی افتد ولی قضیه را به شکل دیگری مطرح می کنم تا عمق فاجعه روشن گردد.

می دانیم که چفیه با آن شکل و شمایلش نمادی از فرهنگ ایرانی و بسیجی است. این چفیه بار فرهنگی خاص خود را دارد. حالا فرض کنید مردم کشوری و مسئولان آن ها به‌مرور از چفیه استفاده کنند.

وقتی ما مردم آن کشور را در حالی ببینیم که چفیه روی روشن خود انداخته و در محافل و مجالس و کوچه و بازار و خیابان حضور پیدا می کنند چه احساسی به ما دست میدهد؟ آیا خوشحال نمیشویم؟ آیا خیال نمی کنیم که آن ها به‌مرور تحت تأثیر فرهنگ انقلابی و بسیجی ما قرارگرفته‌اند همین تصور می تواند در مورد غربی‌ها، در زمان استفاده از نمادهای آنها باشد. به اصل مطلب برمیگردیم، ضرورت استفاده از کالای ایرانی و شیوه‌ی کریم‌خان در این زمینه:

کریم‌خان از رهبران ایرانی بود که دوستدار کشور و مردمش بود او توجه خاصی به خودکفایی و مصرف کالاهای داخلی داشت داستانی که از وی نقل می‌شود بیانگر نوع نگاه او نسبت به مصرف کالای  خارجی است.

بیگانگان وقتی‌که متوجه شدند با بهره‌گیری از زور نمی توانند به این کشور رسوخ کنند. راه های مختلفی برای نفوذ به این کشور در پیش گرفتند. ازجمله سفیری را در هیئت یک بازرگان، به ایران اعزام داشتند تا ظروف خوش تراش بلوری را در کشورمان رایج کند، به‌عبارت‌دیگر به بازاریابی برای مصنوعات کشور خود بپردازد. کریم‌خان آن بازرگان را به حضور پذیرفت ظروف خوش‌نقش‌ونگار بلوری‌اش را مورد بازبینی قرارداد.

نگاه از یکی از پیرامونیانش خواست تا ظروف بلوری را یکایک بر زمین زند. طبیعی است که با چنین کاری ظرف های چینی شکستند و هریک به چندین قطعه بزرگ و کوچک تبدیل شدند. سپس خان زند، از یکی از گماشتگانش خواست تا بادیه‌ای مسی بیاورد.

او دیگ مسی را به دست بازرگان داد و او را بر آن داشت که آن را بر زمین بکوبد؛ بازرگان چنان کرد، چند بار پیاپی بادیه مسی را بر زمین کوفت و دیگ؛ خم به ابرو نیاورد و نشکست، آن‌وقت بود که کریم‌خان به بازرگان خارجی گفت: ظروفت را جایی ببر که مشتری داشته باشد. ما پول مردم را به‌پای اشیایی نمی¬ریزیم که با یک‌بار زمین خوردن بشکند. (کریم‌خان، ص 83)

آری وقتی ملی رهبرانش چنین نگاهی داشته باشند قطعاً می توانند خود تولید¬کننده و خودکفا شوند، هرچند شرایط به‌گونه‌ای رقم خورد تا امثال کریم‌خان و بعدازآن امیرکبیر نتوانند حکمرانی کنند و کشور ما را در ردیف کشورهایی قرار دهند تا در صدر کشورهای تولید کننده جهان باشد ولی خدا را سپاس می-گوییم که امروز رهبری داریم که تمام وجودش بر اقتصاد مقاومتی و تولید و مصرف کالای داخلی تکیه دارد.

از مسئولان امر نیز انتظار هست که این نگاه را در خود ایجاد کنند و نگاه اینکه ایرانی فقط می تواند «آب‌گوشت بز پاش» تولید کند نداشته باشند جلوی واردات و قاچاق بی‌رویه را بگیرند و از تولیدکنندگان حمایت ویژه نمایند. به عبارتی ارزی را که برای واردات کالاهای خارجی مصرف می¬کنند در حمایت از تولیدکننده¬های داخلی به‌کارگیرند.

ملت نیز نگاهش را از اجناس خارجی دور کند و به کالاهای داخلی چشم بدوزد. ضمن اینکه تولیدکننده-ها نیز به کیفیت کالای خویش بیفزایند./انتهای پیام

ثبت نظر

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط "مدیریت سپاس" در وب سایت منتشر خواهد شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد
  • نظرات

    هیچ نظری در مورد این خبر تاکنون ثبت نشده است.

    آخرین اخبار استان