1396/11/21 :: 13:41
لینک خبر چاپ خبر ارسال خبر

نظريه مذهب و جامعيت اسلام درباره پیروزی انقلاب اسلامی

نظريه مذهب و جامعيت اسلام درباره پیروزی انقلاب اسلامی

اسلام شيعي، تنها عنصري است كه به انقلابيون، نيرويي مقاومت ناپذير در مقابل رژيم شاه بخشيده است.

به گزارش سپاس-دلوار؛ گروهي از محققان، واقع بينانه، به عامل مذهب و جامعيت اسلام در مواجهه با حكومت هاي استبدادي و توانايي آن در رهبري، گسترش بيداري، روحيه انقلابي و بسيج نهضت هاي اصيل مردمي توجه كرده، ضمن پذيرش دخالت عوامل مختلف در تكوين انقلاب اسلامي، اسلام خواهي مردم و اسلام زدايي شاه را عامل اصلي آن مي دانند.

 از اين ديدگاه، «علت اصلي و اساسي قيام مردم، اين بود كه شاه نسبت به نابودي ارزش هاي مسلط جامعه آنها كه از مذهب و آيين آنها سرچشمه گرفته بود، قيام كرد و به همين دليل بود كه با جريحه دار شدن احساسات مذهبي امت مسلمان ايران، ديگر مجالي براي صبر و تحمل در مقابل ساير ناملايمات اجتماعي و اقتصادي وجود نداشت».

اموري مانند حذف قيد اسلام و قسم به قرآن در شرايط داوطلبان انجمن هاي ايالتي و ولايتي، مخالفت با روحانيت و تغيير تاريخ هجري به تاريخ شاهنشاهي، از مظاهر سياست هاي اسلام زدايي شاه مي باشند.

از سوي ديگر، اين تئوري بر جامعيت اسلام و نقش تعاليم اسلام در پيدايش انقلاب اسلامي ايران تأكيد مي كند. چنين تفسيري از دين اسلام و تبيين ابعاد مختلف اجتماعي، سياسي و فرهنگي آن، مهم ترين تلاش علمي انديشوران و متفكران معاصري همچون علامه طباطبايي، شهيد مطهري و دكتر شريعتي بود كه منشأ شكل گيري انقلاب اسلامي ايران شد.

 شهيد مطهري در تحليل ماهيت و عوامل ايجاد انقلاب ها، سه نظريه را مطرح مي كند؛ «يك نظريه اين است كه روح و ماهيت تمام انقلاب ها، اقتصادي و مادي است؛ طبعاً آرمان چنين انقلابي، رسيدن به جامعه اي است كه در آن از شكاف هاي طبقاتي، اثري نباشد؛ يعني رسيدن به جامعه اي بي طبقه بود.

 نظريه دوم، اين است كه انقلاب، هنگامي مي تواند انساني باشد كه ماهيتي آزادي خواهانه و سياسي داشته باشد؛ نه ماهيتي اقتصادي؛ چون اين امكان هست (كه) در جامعه اي، شكم ها را سير بكنند و گرسنگي ها را تا حدي و يا به طور كلي از بين ببرند، ولي به مردم حق آزادي ندهند؛ حق دخالت در سرنوشت خود و حق اظهار نظر و اظهار عقيده را از آنها سلب بكنند.

در چنين جامعه اي، مردم براي كسب اين حقوق از دست رفته، قيام مي كنند و انقلاب به راه مي اندازند و به اين ترتيب، انقلابي نه با ماهيت اقتصادي، بلكه با ماهيتي دمكراتيك و ليبرالي به وجود مي آورند.

علاوه بر دو نوع ماهيتي كه ذكر كرديم، انقلاب مي تواند ماهيتي اعتقادي و ايدئولوژيكي داشته باشد؛ بدين معني كه مردمي كه به يك مكتب، ايمان و اعتقاد دارند و به ارزش هاي معنوي آن مكتب، شديداً وابسته هستند وقتي كه مكتب خود را در معرض آسيب مي بينند و وقتي آن را آماج حمله هاي بنيان برافكن مي بينند، خشمگين و ناراضي از آسيب هايي كه بر پيكر مكتب وارد شده، دست به قيام مي زنند.

انقلاب اين مردم، ربطي به سير يا گرسنه بودن شكمشان و يا ربطي به داشتن يا نداشتن آزادي سياسي ندارد؛ زيرا ممكن است اينان هم شكمشان سير باشد و هم آزادي سياسي داشته باشند، اما از آن جا كه مكتبي را كه در آرزو و آرمان آن هستند، استقرار نيافته مي بينند، برمي خيزند و قيام مي كنند»

از ديدگاه فوكو، اسلام شيعي، تنها عنصري است كه به انقلابيون، نيرويي مقاومت ناپذير در مقابل رژيم شاه بخشيده است. وي مي نويسد: سرنوشت عجيبي دارد اين ايران؛ در صبحدم تاريخ، اين كشور، دولت و سازمان اداري را پديد آورد؛ بعدها نسخه آن را به اسلام سپرد و مقامات ايراني در سمت ديواني، به خدمت امپراتوري هاي عربي در آمدند؛ امّا در ايران، از همين اسلام، مذهبي بيرون آمده است كه به ملتي كه در مقابل دولت ايستاده است، قدرت مقاوت و روحيه مبارزه بخشيده است.

 بر اين اساس، مفهوم معنويت گرايي سياسي، قلب تحليل فوكو از انقلاب اسلامي ايران را تشكيل مي دهد. به نظر وي، روح انقلاب اسلامي، در اين حقيقت يافت مي شود كه ايراني ها از خلال انقلاب خود، در جست وجوي ايجاد تحول و تغيير در خويش بودند. هدف اصلي آنان، ايجاد يك تحول بنيادين در وجود فردي و اجتماعي، حيات اجتماعي و سياسي و در نحوه تفكر و شيوه نگرش بود. آنان، راه اصلاح را در اسلام يافتند و اسلام براي آنان، هم دواي درد فردي و هم درمان بيماري ها و نواقص جمعي بود.

انتهای پیام/

ثبت نظر

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط "مدیریت سپاس" در وب سایت منتشر خواهد شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد
  • نظرات

    هیچ نظری در مورد این خبر تاکنون ثبت نشده است.

    یاداشت

    آخرین اخبار استان