نان، عشق و تنور ...

خروس‌خوان هر روز، همان وقت که صدای اذان بر بام خانه‌ها گُل می‌اندازد و خلق‌الله را برای نماز صبح بیدار می‌کند، بوی دلچسب آشنایی می‌چرخد و می‌چرخد تا بیاید و بنشیند زیر دماغ اهالی محل! همان‌هایی که مشتری هر روز نان برشته شاطر محله هستند. در سرما و گرما خمیر می‎گیرد، پر جنب و جوش است، کنار تنور داغ می‎ایستد، با عشق دستش را در میان تنور آتش می‎برد، نان را برشته می‎کند و از زخم شدن و سوختن و تاول دستش دَم نمی‎زند. نانوای با عشق محله نان سنگک، بربری، تافتون، لواش و فانتزی و ... یعنی قوت غالب و برکت سفره زندگیمان را می‎پزد و دستمان می‎دهد اما خود هزار و یک مشکل در زندگی دارد، هر روز پای تنور عرق می‎ریزد تا جلوی مشتری، مردم محل و خانواده‎اش عرق شرم نریزد. خداقوت و دست مریزاد به همه مردان و زنان نانوای ایران زمین ...